Category: خبرنامه

بایدها و نبایدهای بهشتی

کتاب بایدها و نبایدها نویسنده: سید محمد بهشتی، تهیه و تنظیم : بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله شهید دکتر بهتشیناشر: بقعه، محل نشر: تهران – سال ۱۳۷۹منتشر شده است.

این کتاب بایدها و نبایدها اثر فارسی شهید آیت‌الله دکتر سید ‌‎محمد حسینى بهشتى، دربرگیرنده سلسله مباحث ایشان است که بین سال‌هاى ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۵ش در جلسات تفسیر قرآنى که در شامگاه هر یک‌شنبه با عنوان «مکتب قرآن» تشکیل مى‌شده، ایراد گردیده است. کتاب با مقدمه بنیاد نشر آثار و اندیشه‌هاى آیت‌الله شهید دکتر بهشتى آغاز و مطالب به همان زبان گفتارى، در قالب ده جلسه، عرضه شده است. دکتر بهشتى در این جلسات به تفسیر و توضیح آیات ۱۰۲ تا ۱۱۰ سوره آل عمران و مبحث بسیار ارزنده و در عین حال به فراموشى سپرده شده امر به معروف و نهى از منکر پرداخته است. محور جالب توجه در مجموعه بحث‌هایى که در این کتاب آمده است، مراتب شناخت معروف و منکر است. دکتر بهشتى براى این شناخت، مراحلى برشمرده است. وى معتقد است خیر و شر همه کس فهم و همه کس شناس است؛ هر چند که گاه داراى پیچیدگى‌هایى است که اندیشه‌ورزى بیشتر مى‌طلبد و در خور ورزیدگان عالم و اهل فکر و اندیشه است و گاه در دایره شناسایى‌هایى از زاویه دید امام صورت مى‌گیرد؛ همو که چون مسئولیت رهبرى جامعه را به عهده دارد، در محاسبه جنبه‌هاى مثبت و منفى هر تصمیم باید از منظرى عالمتر، مصالح عامه مسلمین را نیز در نظر گیرد. مباحث این کتاب، مملوّ از برداشت‌هاى اصولى، همه‌سونگر و ناظم‌مندى است که درصدد پاسخ‌یابى به پرسش‌هاى زمان ما از دین است.

شهید بهشتى در جلسه اول، به نقد عنوان «محمدى‌ها» براى مسلمانان پرداخته است. ایشان معتقد است که ما به حضرت محمد(ص) احترام مى‌گذاریم و او را دوست داریم، اما لقب تاریخى ما، بر حسب آنچه قرآن مى‌خواند، «مسلم» است اما نویسندگان غربى به اشتباه، ما را به جاى مسلمان، «محمدى» مى‌نامند. وى در خطاب به ایشان مى‌فرماید: شما چون خودتان را مسیحى نامیده‌اید، ما را هم با آن قیاس کرده‌اید. یعنى قطبتان و محورتان مسیح است تا آنجا که مسیح مى‌آید و مقدم بر خداى آفریدگار مسیح مى‌شود: اول مى‌شود پسر خدا، کم کم شریک خدا، کم کم همتاى خدا، بعد هم مى‌شود ادغام در خدا، آن هم ادغام این طرفى، یعنى آن قدر که نام مسیح در شما هست اما نام خدا نیست. وى معتقد است ما باید همواره با پیوند خدا، که اسلام و تسلیم بودن در برابر اوست، زندگى کنیم؛ چون این عامل وحدت ماست و پیامبر(ص) به عنوان رسول‌الله و على(ع) به عنوان امیرالمؤمنین و ولى الله در میان ما شناخته مى‌شوند که عشق و گرایش ما به پیغمبر و امام حجاب پیوند ما با خدا نشود؛ بلکه کمکى به تقویت پیوند ما با خدا باشد.

جلسه دوم، به تفسیر آیه مبارکه «و لتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یآمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر…» اختصاص یافته و به این پرسش پاسخ داده شده است که چه کسانى موظف به انجام امر به معروف و نهى از منکرند؟ دکتر بهشتى در این جلسه، به بررسى این مسأله پرداخته که آیا این آیه مى‌گوید باید دسته‌اى از شما این کار را عهده‌دار شوند یا مى‌گوید جامعه شما و امت شما یک‌پارچه باید چنین جامعه و امتى باشد؟ وى معتقد است علت اینکه بعضى از این آیه، برداشت اول را داشته‌اند و دارند، وجود کلمه «من» است ولى به اعتقاد وى، این کلمه براى بیان، نشو و ابتداست. یعنى از شما مردم، باید چنین جماعتى پدید آید. شما باید سازندگان چنین جماعتى باشید. این تعبیر هم در زبان فارسی و هم در زبان عربى براى معادل «من» فراوان است.

در جلسه سوم، از انسان تربیت شده اسلام، بحث به میان آمده است. دکتر بهشتى معتقد است که اسلام و ادیان مى‌خواهند انسان عاشق تربیت کنند؛ انسانى که هم عاقل باشد و هم عاشق. انسانى که حساب‌ها را برسد، چشم‌ها و گوش‌هایش را باز کند، زمینه‌ها را مطالعه کند، مقتضیات را نگاه کند، استعدادها، آمادگى‌ها، موانع و مشکلات را حساب کند و راه مناسب را انتخاب نماید. اما این را بداند که در زندگى، از تلاش باز ایستادن وجود ندارد. این، کار عاشق است، در او شور و گرمایى است که نمى‌گذارد آرام بگیرد. به باور وى، آرامش انسان‌هاى نومید، انسان‌هایى که ممکن است محاسبه آن‌ها را به نومیدى بکشاند، در آن‌ها نیست.

در جلسه چهارم، به روند شتابان دگرگونى‌ها اشاره شده است. دنیاى ما دنیایى است که دگرگونى‌ها در آن عجیب سرعت گرفته است. در بخش‌هاى مختلف زندگى بشرى مى‌بینیم که گاهى در هر ده سال، پا به عصرى جدید مى‌گذاریم. دکتر بهشتى بر این باور است که این قدر فاصله‌ها نسبت به گذشته کم شده که اگر فاصله‌هاى عصر حجر قدیم را با عصر حجر جدید مقایسه کنیم، بعد عصر حجر جدید را با عصر آهن و آتش، مس، مفرغ و… بسنجیم، مى‌بینیم که در آنجا فاصله‌ها چند هزار سال و چند صد سال است، اما یک‌باره به قرنى مى‌رسیم که هر ده، پانزده سالى، تبدیل مى‌شود به یک مقطع جدید از فرهنگ، صنعت و علم. به اعتقاد ایشان، در دگرگونى‌هاى فکرى و اجتماعى بشرى هم، عصر ما، همین خاصیت را دارد، یعنى در چند سالى، دنیا در زیر سیطره یک نوع تفکر زندگى مى‌کرده است ولى دولت، قدرت، حکمرانى و سیطره این فکر، گاهى ده سال هم دوام نیاورده است. در این جلسه، به بررسى و بحث پیرامون معناى معروف، منکر، نسبى یا مطلق بودن خوبى و بدى، نظر اشاعره درباره حسن و قبح و درباره حیله‌هاى شرعى، پرداخته شده است.

در جلسه پنجم، به موارد ثابت معروف و منکر اشاره شده است. در ابتدا، این سؤال مطرح گردیده است که آیا بخل، خودپایى و خودنگرى و جود، گذشت، ایثار، دگرنگرى و دگرنوازى، دو خوى و خصلت هست یا نیست؟ دکتر بهشتى معتقد است که تردیدى نیست که این‌ها از خصلت‌هاى آدم است و آدم‌ها را از این نظر مى‌شود به دو گروه تقسیم کنیم. آدم بخیل حواسش فقط جمع خودش است و آدم جوادِ بخشنده ایثار کننده، بر عکس اوست.

در جلسه ششم، بحث به آنجا رسیده است بشر با همان مقدار شناخت و بینش فطرى خداداد همگانى، یک سلسله خصلت‌ها و کارها را پسندیده مى‌شناسد و یک سلسله کارها، خصلت‌ها و خلق‌ها را ناپسند و مردود مى‌داند؛ بنابراین ما یک مقدار خوب، شایسته و پسندیده همه کس‌شناس داریم به نام معروف و یک مقدار زشت، بد و ناپسند همه کس‌شناس داریم به نام منکر. در این جلسه، بحث در این مسیر ادامه پیدا کرده است که رعایت این پسندیده‌ها و ناپسندهاى همه کس‌شناس، به هر حال براى هر کس، در هر نوع شرایط و در هر نظام و سیستمى، لازم است و این معیارهاى شناخته شده، باید رعایت شود.

در جلسه هفتم، شناخت معروف و منکر پیچیده، از وظایف رهبرى شناخته شده است. آنچه در این جلسه مورد بررسى قرار گرفته، این است که شناخت برآیند نهایى معروف و منکر، در بسیارى از مسائل اجتماعى، از توان فرد خارج است و باید در دایره وظایف رهبرى امت قرار بگیرد؛ نتیجه اینکه مقدارى از امر به معروف‌ها و نهى از منکرها، نه از نظر قدرت، بلکه اصولاً از مجراى معروف و منکر، از حدود مسئولیت فرد خارج است.

در جلسات بعدى، وجوب کفایى یا عینى امر به معروف و نهى از منکر و شرایطى که در کتب فقهى براى آن گفته شده، بررسى گردیده و در پایان نیز نتیجه‌گیرى و جمع‌بندى مطالب آمده است.

شهید بهشتى معتقد است آنگاه که نقش بنیادین اصل امر به معروف و نهى از منکر در شناخت خیر و شر، پسندیده و ناپسند و بایدها و نبایدها در نظر گرفته شود و آنگاه که کارکرد اجتماعى آن در سالم‌سازى محیط اجتماعى و فراهم نمودن زمینه و شرایط مناسب براى اعمال انتخابگرى انسان‌ها فهم شود، پیامدهاى زیانبار غفلت و جهالت از این اصل، بیشتر و بیشتر آشکار مى‌گردد… که برای مطالعه کتاب می توانید بر روی عنوان مورد نظر در فهرست زیر کلیک نمایید:

عرقیات، دمنوش،آبمیوه و شربت های گیاهی

درمان بیمارى‌هاى مختلف با طب گیاهى از کهن‌ترین و باسابقه‌ترین روش‌هاى درمانى است که انسان آن را شناخته است. طب سنتى و گیاه‌درمانى در تمامى تمدن‌ها سابقه دارد و از دیرباز جوامع بشرى آن را به اشکال گوناگون به کار مى‌برند. کشور عزیزمان ایران نیز با داشتن طب سنتى با پیشینۀ تاریخى کهن و دانشمندانى نظیر بوعلى سینا از این قاعده مستثنا نیست. قرارگرفتن ایران در منطقۀ مدیترانه، که منبع عظیمى از گونه‌هاى گیاهى را در خود جاى داده است، دلیلى دیگر بر این مدعاست. ایران با داشتن بیش از هشت هزار گونۀ گیاهى سرآمد کشورهاى منطقه بوده و از دیرباز درمان با فراورده هاى گیاهى از روش‌هاى درمانى آن به شمار آمده است.

کشور عزیزمان ایران داراى دو میراث ارزشمند تنوع قومى و تنوع زیستى و گونه‌هاى مختلف گیاهان دارویى است. طب سنتى اقوام مختلف ساکن در ایران، که به دانش پزشکى مردمى شهرت دارد، تنوع زیادى در مصرف فرآورده‌هاى مختلف گیاهان دارویى دارد که در این مجموعه کوشش شده است بخش‌هایى از فراورده‌ها و نحوۀ مصرفشان بیان گردد. کتاب حاضر به بررسى فراورده‌هاى بیش از یکصد گیاه دارویى شفابخش مى‌پردازد که در طب گیاهى کاربرد گسترده‌اى دارد. مطالب گردآورى شده در چهار بخش شامل دمنوش‌هاى گیاهى، آب‌میوها و سبزیجات دارویى، عرقیات دارویى و شربت‌هاى تهیه‌شده از گیاهان براى درمان بیمارى‌ها فراهم آمده و در شش عنوان زیر بیان گردیده است:

۱. اسامى مصطلح فارسى

۲. نام‌هاى ترکى، محلى و نام علمى گیاه یا میوۀ مورد نظر:

۳. طرز تهیه

۴. خواص درمانى

۵. میزان مصرف

۶. احتیاط‍‌ در مصرف

کتاب خواص درمانی عرقیات، دمنوش‌ها، آبمیوه‌ها و شربت‌های گیاهی نویسنده : اسلام مصطفوی، ناشر: یاس بهشت، محل نشر: تهران – سال ۱۳۹۲که در ۲۰۸ صفحه منتشر شده است.

رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه

کتاب رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ نویسنده: ذهبی، محمد بن احمد، محقق:سید عبدالعزیز طباطبایی، ناشر:دلیل ما، محل نشر: قم – سال ۱۳۸۴ رساله‌اى کوتاه از شمس‌الدین ذهبى عالم سنى قرن هشتم هجرى است که در آن ۱۲۵ طریق و سلسله سند درباره حدیث غدیر و بخش اصلى آن جمله من کنت مولاه فعلى مولاه را گزارش کرده است. این رساله را مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایى، نسخه شناس و محقق معاصر احیاء و تصحیح کرده است. ذهبى در مقدمه چند سطرى این رساله می‌گوید حدیث من کنت مولاه متواتر است و قطعاً مى توان گفت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را بیان فرموده است. عده بسیارى آن را از طرق صحیح و حسن و ضعیف نقل کرده‌اند که این طرق را من بیان مى کنم. ذهبى به ترتیب از ابوبکر، عمر، علی‌ علیه‌السلام، طلحه، سعد بن ابى وقاص و دیگر صحابه این حدیث را گزارش کرده که تنها از حضرت علی‌ علیه‌السلام ۴۴ سند آورده است. مؤلف در مواردى از این اسناد عبارت «صح عنه» و در مواردى «لم یصح» آورده که نشان دهنده اظهار نظر وى درباره طریق حدیث است. وى در این اظهار نظرها راویان این حدیث را بررسى کرده و إسناد آنها را نقد کرده است. بخش قابل توجهى از این کتاب را پاروقی‌های محقق تشکیل می‌دهد که در آنها به موارد اخراج و نقل حدیث غدیر در منابع و کتب اهل سنت اشاره مى‌کند… که برای مطالعه کتاب مورد نظر می توانید بر روی عنوان مورد نظر کلیک نمایید:

شمس الدین ذهبی

شمس الدین ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز ترکمانى ذهبى‏ (۶۷۳ هـ – ۷۴۸ هـ / ۱۲۷۴م – ۱۳۴۸م)، مورخ و محدث سلفى مشهور و نویسنده سده هشتم هجرى، وى نویسنده ده‌ها کتاب رجالى و تاریخى است و تخصص عمده او در دانش رجال و جرح و تعدیل راویان و اخباریان ومحدثان است. که در سال ۶۷۳قمری، به دنیا آمد. وی اصالتاً ترکمان و از اهالی میافارقین (واقع در ترکیه امروزی) بوده است. وى علاقه‌ى زیادى به گردآورى حدیث داشت و براى تکمیل این علم، سفرهاى بسیارى کرد. او در این سفرها، از بسیارى از بزرگان و علما حدیث شنید و آنها را ضبط نمود. ذهبی چهار سال آغاز تحصیل را نزد علاءالدین علی بن محمد حلبی (متوفی ح۶۹۰) که خطی بسیار خوش داشت و در تعلیم کودکان استاد بود، به فراگیری مقدمات گذراند، آنگاه قرآن و نحو را نزد مسعود بن عبدالله اغزازی (متوفی ۶۲۰) آموخت. در ۶۹۱ با جمعی از دوستانش آموختن علم قرائات را نزد ابواسحاق ابراهیم بن داوود عسقلانی معروف به فاضلی(متوفی ۶۹۲) که بزرگ قراء عصر و از شاگردان علم الدین سخاوی (متوفی ۶۴۳) بود،آغاز کرد و هم زمان علم قرائات را نزد ابواسحاق ابراهیم بن غالی حمیری(متوفی ۷۰۸) و علی بن جبریل مصری و استادان دیگر تکمیل کرد و در حدود ۶۹۳ که بیست سال بیشتر نداشت، به جای شیخ قرائت خود ابوعبدالله محمد عبدالعزیز دمیاطی که بیمار شده بود و در همین سال در گذشت، بر کرسی استادی قرائت نشست. ذهبی از هجده سالگی، هم زمان، سماع حدیث و تحصیل علوم حدیث را آغاز کرد و همه فکر و زندگی اش را وقف آن کرد. وى، در سال ۷۴۸قمری، در ۷۵ سالگى در دمشق وفات یافت.

وى، نوشتن تاریخ عمومى، تاریخ اسلام و وفیات مشاهیر و اعلام را به دوره اسلامى(از مغازى و سیره نبوى تا عصر خود) اختصاص داد و به شیوه ابن جوزى، شرح سال‌شمار رویدادها را تا سال ۷۰۰ با وفیات بزرگان هر سال درآمیخت. وى، این مجموعه را تحت عنوان «تاریخ اسلام»، به‌صورت کتابى تنظیم کرده است. آثار ذهبى بسیار مورد استفاده‌ى اهل علم قرار گرفت و در اکثر مواقع، دانش‌پژوهان براى شنیدن احادیث به محضرش مى‌شتافتند. وى، از تاریخ‌ها و کتاب‌هاى تراجم و رجالى بسیار بهره گرفت و برخى از آنها را خلاصه کرد. وى، تاریخ هفت‌صد ساله اسلامى را به هفتاد دهه تقسیم کرد و به هر دهه عنوان «طبقه» داد. ذهبى، مختصرى از این کتاب را فراهم آورد و آن را، «العبر فى خبر من غبر» نامید و ذیلى شامل حوادث ۷۰۱ تا ۷۴۰ بر آن نوشت(چاپ محمد رشاد عبدالمطلب.) و پس از آن نویسندگان دیگرى ذیل‌هایى بر آن نوشتند. ذهبى، خلاصه‌اى نیز از تاریخ اسلام از آغاز تا ۷۴۴ و وفیات مشاهیر هر سال به شیوه سال‌شمار نگاشت و آن را «دول الاسلامى» نامید و بر آن ذیلى نوشت.

و توفّى الشیخ الإمام الحافظ المؤرّخ صاحب التصانیف المفیده شمس الدین أبو عبد اللّه محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز[بن عبد اللّه التّرکمانىّ الأصل الفارقىّ] الذهبىّ الشافعىّ-‎‎رحمه اللّه تعالى-‎‎أحد الحفّاظ المشهوره فى ثالث ذى القعده. و مولده فى شهر ربیع الآخر سنه ثلاث و سبعین و ستمائه،و سمع الکثیر و رحل البلاد، و کتب و ألّف و صنّف و أرّخ و صحّح و برع فى الحدیث و علومه،و حصّل الأصول و انتقى،و قرأ القراءات السبع على جماعه من مشایخ القراءات.استوعبنا مشایخه و مصنّفاته فى تاریخنا«المنهل الصافى»مستوفاه.و من مصنفاته:«تاریخ الإسلام» و هو أجل کتاب نقلت عنه فى هذا التاریخ.و قال الشیخ صلاح الدین الصفدىّ -‎‎بعد ما أثنى علیه-‎‎قال:«و أخذت عنه و قرأت علیه کثیرا من تصانیفه، و لم أجد عنده جموده المحدّثین،و لا کودنه النّقله،بل هو فقیه النظر،له دربه بأقوال الناس و مذاهب الأئمه من السلف و أرباب المقالات،و أعجبنى منه ما یعنیه فى تصانیفه،ثم إنه لا یتعدّى حدیثا یورده حتى یبیّن ما فیه من ضعف متن،أو ظلام إسناد،أو طعن فى روایته،و هذا لم أر غیره یراعى هذه الفائده».
منبع کتاب النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج ۱۰، ص ۱۸۲ ؛ نویسنده: ابن‌ تغری‌ بردی‌، یوسف‌ بن‌ تغری‌ بردی ؛ ناشر:وزاره الثقافه و الارشاد القومی، الموسسه المصریه العامه

السیره النبویه (ذهبی)أربعون حدیثا لشیخ الإسلام إبن تیمیه رواها عنه جماعه منهم الإمام الذهبیالإمام الذهبیالحافظ شمس الدین الذهبی أبو عبدالله محمد بن أحمد بن عثمان بن قایمازالذهبی و منهجه فی کتابه تاریخ الإسلامالعصر الذهبی للإسکندریهتعریف ذوی العلا بمن لم یذکره الذهبی من النبلا و هو ذیل علی کتاب سیر أعلام النبلاءتفسیر الإمام الذهبی (۲ جلدی)قال الذهبیمختصر إستدراک الحافظ الذهبی على مستدرک أبی عبد الله الحاکم (۸ جلدی)معجم شیوخ الذهبی

برای مطالعه کتب بر روی عنوان مورد نظر در فهرست زیر کلیک نمایید:

۱- إثبات الشفاعه (۱) – نویسنده

۲- الإعلام بوفیات الأعلام (۲) – نویسنده

۳- الأمصار ذوات الآثار (۱) – نویسنده

۴- الأمصار ذوات الآثار (۱) – نویسنده

۵- التحقیق فی مسائل الخلاف (۱۲) – شارح

۶- الدینار من حدیث المشایخ الکبار (۱) – نویسنده

۷- السیره النبویه (ذهبی) (۱) – نویسنده

۸- العبر فی خبر من غبر (۴) – نویسنده

۹- العرش (۲) – نویسنده

۱۰- العقد الثمین فی تراجم النحویین (۱) – نویسنده

۱۱- الفوائد الذهبیه (۱) – نویسنده

۱۲- المختصر المحتاج إلیه من تاریخ الحافظ أبی عبدالله محمد بن‌ سعید بن‌ محمد إبن‌ الدبیثی (۱) – نویسنده

۱۳- المستملح من کتاب التکمله (۱) – نویسنده

۱۴- المعجم الشیوخ، المعجم الکبیر (۱) – نویسنده

۱۵- المعین فى طبقات المحدثین (۱) – نویسنده

۱۶- المعین فی طبقات المحدثین (۱) – نویسنده

۱۷- المغنی فی الضعفاء (۲) – نویسنده

۱۸- المهذب فی اختصار السنن الکبیر (۹) – خلاصه کننده

۱۹- تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام (۱۷) – نویسنده

۲۰- تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام (۵۲) – نویسنده

۲۱- تجرید أسماء الصحابه (۲) – نویسنده

۲۲- تذهیب تهذیب الکمال فی أسماء الرجال (۱۱) – شارح

۲۳- تذکره الحفاظ (۵) – نویسنده

۲۴- تذکره الحفاظ (۵) – نویسنده

۲۵- تراجم الأئمه الکبار أصحاب السنن و الأثار (۱) – نویسنده

۲۶- ترتیب الموضوعات (۱) – نویسنده

۲۷- تعریف ذوی العلا بمن لم یذکره الذهبی من النبلا و هو ذیل علی کتاب سیر أعلام النبلاء (۱) – نویسنده

۲۸- تفسیر الإمام الذهبی (۲) – نویسنده

۲۹- حق الجار (۱) – نویسنده

۳۰- دول الإسلام (۲) – نویسنده

۳۱- دول الاسلام فی التاریخ (۱) – نویسنده

۳۲- ذکر أسماء من تکلم فیه و هو موثق (۱) – نویسنده

۳۳- رساله (طرق حدیث) من کنت مولاه فعلی مولاه (۱) – نویسنده

۳۴- زغل العلم (۱) – نویسنده

۳۵- سیر اعلام النبلاء (۲۵) – نویسنده

۳۶- طبقات القراء (۳) – نویسنده

۳۷- قاعده فی الرد على الغزالی فی التوکل (۱) – مترجم

۳۸- قال الذهبی (۱) – نویسنده

۳۹- لسان المیزان (۱۱) – نویسنده

۴۰- مختصر إستدراک الحافظ الذهبی على مستدرک أبی عبد الله الحاکم (۸) – شارح

۴۱- معجم شیوخ الذهبی (۱) – نویسنده

۴۲- معرفه الرواه المتکلم فیهم بما لا یوجب الرد (۱) – نویسنده

۴۳- معرفه القراء الکبار علی الطبقات و الأعصار (۴) – نویسنده

۴۴- من تکلم فیه و هو موثق أو صالح الحدیث (۱) – نویسنده

۴۵- مناقب الأمام أبی حنیفه و صاحبیه أبی یوسف و محمد بن الحسن (۱) – نویسنده

۴۶- میزان الإعتدال فی نقد الرجال (۷) – نویسنده

۴۷- میزان الإعتدال فی نقد الرجال (۴) – نویسنده

۴۸- نزهه الفضلاء تهذیب سیر أعلام النبلاء (۳) – نویسنده

۴۹- کتاب الکبائر (۱) – نویسنده

تاریخ ولادت حضرت معصومه

تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت معصومه علیهاالسلام تا چند سال قبل در دست نبود، تا این که یکى از عالمان با تلاش زیاد در کتاب‌خانه‌هاى مدینه آن را به دست آورده است: تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه علیهاالسلام را حاج شیخ جواد شاه عبدالعظیمى در مسافرت مکه، در مدینۀ طیبه در کتاب‌خانۀ مبارکه، به زحمت زیاد بدست آورده است : چنانچه در کتاب نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار و در کتاب لواقح الانوار که کتاب مفصلى است نقل مى‌فرماید: ولدت فاطمه بنت موسى بن جعفر فى مدینه المنوره غره ذوالقعده الحرام سنه ۱۷۳ ثلاث و سبعین و مأه بعد الهجره النبویه و توفیت فى العاشر من ربیع الثانى فى سنه ۲۰۱ احدى و مأتین فى بلده قم… با این حساب، سن مبارک آن حضرت بیست و هفت سال و پنج ماه و ده روز مى‌شود…

منبع کتاب فاطمه معصومه علیهاالسلام و تاریخ و فرهنگ قم ، نویسنده: علی صدرایی خویی، انتشارات زائرقم که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و برای مطالعه آن می توانید بر روی فهرست مطالب زیر کلیک نمایید:

عنایات حضرت معصومه

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه، امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا علیه السلام در بیان مقام رفیع خواهر بزرگوارشان می فرماید: من زارالمعصومه بقم کمن زارنی کسی که فاطمه معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد؛ همچنین علی بن موسی الرضا فرموده است: من زارها فله الجنه کسی که معصومه را زیارت کند، پاداش او بهشت است…

اینک پس از گذشت چند سال از نوکری آستانه مقدسه آن بانوی کریمه تصمیم گرفتم کراماتی را که آن حضرت نسبت به خادمین خودشان در آستانه مقدسه نموده اند، جمع آوری و منتشر نمایم… امیدوارم عشق و محبت اهل بیت علیهم السلام در دل فرزندانمان پرورش یافتته همچنین توسل و اعتقادات نوجوانان و جوانان به خاندان پیامبر گرامی اسلام موجب رشد جنبه های اخلاقی و مذهبی در آنان گردد و ریشه انحرافات و تهاجم فرهنگی را بخشکاند و در مقابل بذر محبت، پاکی، ایمان و عمل صالح را در آنان بیافشاند…

کتاب عنایات معصومیه، از زبان خادمین آستانه مقدسه حضرت معصومه علیها السلام، نویسنده: محمد علی زینی وند، انتشارات زائر قم

محمدهادی امینی

شیخ محمدهادى امینى (۱۳۱۴-۱۳۷۹ش)، فقیه، اصولی، ادیب، فرزند ارشد آیت‌الله علامه امینى، که در سال ۱۳۱۴ش در شهر تبریز دیده به جهان گشود و چون به سن هفت سالگى رسید ‎در مکتب شیخ ادیب که از مکتبداران فاضل و ماهر آن عصر بود، تحصیلات مقدماتى را فرا گرفت و با ارشاد پدر بزرگوارشان به تحصیل علوم حوزوى پرداخت. ایشان از محضر اساتید والامقامى، چون آیت‌الله حکیم، آقاشیخ محمدعلى اردوبادى، آقابزرگ طهرانى، سید‌ ‎على فانى، علامه محمدتقى جعفرى، سید‌ ‎حسین حمامى و علامه امینى پدر گران‌قدرشان کسب فیض نموده و تا سطح خارج فقه و اصول را در حوزه نجف اشرف تلمذ نمود. از طرفى به جهت علاقه و تبحر فراوان در ادبیات و شعر زبان عربى، مدرک دکترى را در رشته ادبیات عرب از دانشگاه الازهر مصر اخذ کرد و دانش‌آموخته مقطع دکترای رشته ادبیات عرب از دانشگاه الازهر مصر گردید.

آثار به جامانده از ایشان شامل سه دسته مى‌باشند دسته اول، ۲۷ اثر را در قالب کتب عربى و فارسی در برمى‌گیرد که تاکنون به طبع رسیده است و عناوین آن در ذیل خواهد آمد. دسته دوم آثار ایشان تحقیقاتى است که پیرامون کتب مختلف صورت گرفته است که این کتاب‌ها عموماًصبغه ادبى دارد و بعضا درباره فضایل و مناقب اهل‌بیت(ع) است که در مجموع ۲۰ کتاب را به خود اختصاص داده است. دسته سوم آثار ایشان که در آخرین سال‌هاى عمر آن بزرگوار به رشته تحریر درآمده است و هنوز به چاپ نرسیده است، شامل شش تألیف مى‌باشد که عناوین آن‌ها در پى خواهد آمد. با توجه به تبحر مرحوم در ادب و شعر عرب و نیز آشنایى و اشراف کافى او بر کتب رجالى و تاریخى، اکثر تألیفات ایشان در خصوص موضوعات تراجم رجال و راویان ائمه اطهار(ع)، مأخذشناسى آثار مؤلفان شهیر، ادب و شعر مى‌باشد. آن بزرگوار تحقیقات وسیعى را پیرامون کتاب ارزشمند نهج‌البلاغه از جنبه‌هاى ادبى، تاریخى، رجالى و… و نیز درباره گردآورنده آن شریف رضى و همچنین مناقب امیرالمؤمنین(ع)، پیروان و روات آن امام همام داشته است. از آثار برجسته ایشان کتاب «اصحاب الامام امیرالمؤمنین و الرواه عنه» مى‌باشد که بنابر ویژگى‌هاى خاص این کتاب که مهم‌ترین آن ارتباطش با شخصیت مولا على(ع) است. از جمله آثار ایشان:

۱- أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه (۱جلدی) – محقق

۲- أصحاب أمیرالمؤمنین علیه السلام و الرواه عنه (۲جلدی) – نویسنده

۳- اختیار مصباح السالکین (۱جلدی) – محقق

۴- السقیفه و فدک (۲جلدی) – مصحح

۵- اعلام نهج‌البلاغه  – محقق

۶- الشریف الرضی محمد بن الحسین بن موسی الموسوی (۱جلدی) – نویسنده

۷- الکنی و الألقاب (مکتبه الصدر) (۳جلدی) – مقدمه‌نویس

۸- بطل فخ (۱جلدی) – نویسنده

۹- تجلی نهج البلاغه بر ادبیات عرب (۱جلدی) – نویسنده

۱۰- ترجمه اعلام نهج البلاغه (۱جلدی) – نویسنده

۱۱- حدیث ابرار از منظر اهل سنت در مدح اهل البیت اطهار (علیهم السلام ) ترجمه نزل الابرار (۱جلدی) – تصحیح و تحقیق

۱۲- خصائص الأئمه علیهم السلام (۱جلدی) – محقق

۱۳- عید الغدیر فی عهد الفاطمیین (۱جلدی) – نویسنده

۱۴- گوهر قم : زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام (۱جلدی) – نویسنده

۱۵- معجم المطبوعات النجفیه (۱جلدی) – نویسنده

۱۶- معلم الشیعه الشیخ المفید محمد بن محمد بن النعمان البغدادی ۳۳۴ – ۴۱۳ھ (۱جلدی) – نویسنده

۱۷- نزل الأبرار بما صح من مناقب أهل البیت الأطهارعلیهم السلام (۱جلدی) – محقق

۱۸- کفایه الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام (۱جلدی) – محقق

۱۹- السقیفه و فدک (۱جلدی) – تحقیق

۲۰ – الى ابى (شعر) ۱ جلد

۲۱- التدخین و السرطان ۱ جلد

۲۲- حاله المراه الاجتماعیه فی عهد الفاطمیین ۱ جلد

۲۳- الشریف الرضى ۱ جلد

۲۴- شیوعیه ثوره و تآمر ۱ جلد

۲۵- شیوعیه عدوه الانسانیه ۱ جلد

۲۶- عترت در قرآن – (فارسی) ۱ جلد

۲۷- فاطمه بنت اسد ۱ جلد

۲۸- فاطمه بنت الحسین(ع) ۱ جلد

۲۹- فاطمه بنت الامام موسى الکاظم(ع) ۱ جلد

۳۰- مخطوطات مکتبه السید‌ ‎محمد البغدادى ۱ جلد

۳۱- مصادر الدراسه عن النجف و شیخ الطوسى(ره) ۱ جلد

۳۲- مصادر ترجمه الشریف الرضى ۱ جلد

۳۳- معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ۳ جلد

۳۴ – مکه ۱ جلد

۳۵ – مناعه المجتمع العربى ۱ جلد

۳۶ – من نوادر مخطوطات مکتبه السید‌ ‎الحکیم ۱ جلد

۳۷ – نهج‌البلاغه و اثره على الادب العربى ۱ جلد

۳۸ – یاران پایدار امام حسین علیه‌السلام – (فارسی)

۳۹ – درسهایى از مکتب ولایت – (فارسی)

۴۰ – تاریخ مکه – (فارسی)

۴۱ – موسوعه النبى الاعظم محمدبن عبدالله(ص)

کتابخانه امام صادق

کتابخانه تخصصی و موضوعی امام صادق علیه السلام با ۷۴ عنوان کتاب، در ۱۵۰ جلد، در پایگاه کتابخانه دیجیتال نورلایب به روز رسانی شد، این مجموعه شامل کتابهایی است که هم به صورت مستقل پیرامون شخصیت والامقام حضرت صادق علیه السلام نوشته شده است و هم کتابهایی که در مورد سخنان و احادیث آن حضرت نوشته شده است و یا اینکه کتابهایی که یک بخش یا فصل هایی مستقل از آن در مورد امام ششم شیعیان بوده است که در موضوعات مختلفی همچون: تفسیر یا تأویل آیات، احادیث و روایات، فقه و اصول، تاریخ و سیره، اخلاق و عرفان، طب و مجموعه مقالات همایش ها و… می باشد. برای مشاهده کتب می توانید بر عنوان کتاب مورد نظر کلیلک کنید:

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)، سید محمدکاظم قزوینی،

الإمام جعفر الصادق علیه السلام

الاخلاق عند الامام الصادق علیه السلام

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه (۳ جلدی)

الامام الصادق (علیه السلام) من المهد الی اللحد

«توحید افعالی» در آثار صادقین علیهما السلام

صبح ساحل : حوادث عصر امام صادق علیه السلام

پیشوای ششم، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

پرسش‌های مردم و پاسخ‌های امام صادق علیه السلام (۲ جلدی)

پیشوای علم و معرفت تحلیلی جامع از زندگانی امام صادق علیه السلام

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی (۴ جلدی)

راهبردهای سیاسی امام باقر و مام صادق علیهم السلام در آماده‌ سازی جامعه اسلامی برای ورود به عصر غیبت

تاریخ التربیه عند الامامیه و اسلافهم من الشیعه بین عهدی الصادق و الطوسی

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه مع إفاضات و تحقیقات جدیده (۲ جلدی)

پژوهشی در روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیه السلام

الفکر التربوی الإسلامی عند الإمام جعفر بن محمد الصادق

أهل البیت علیهم السلام من کتاب أعیان الشیعه (۵ جلدی)

احکام الاحوال الشخصیه علی ضوء الفقه الجعفری

الإمام جعفر الصادق (ع) فی نظر علماء الغرب

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه (۸ جلدی)

الإرث فی الفقه الجعفری (۳ جلدی)

الإمام جعفر الصادق

امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت (۸ جلدی)

الإمام السادس جعفر بن محمد الصادق علیه السلام

الإمام الصادق (ع) کما عرفه علماء الغرب

الإمام جعفر الصادق

الأهلیلجه

الامام جعفر صادق(ع) کتاب التقسیم فی تعبیر الحلم

العقبات العنبریه فی الطبقات الجعفریه

امام جعفر صادق (ع)

الجعفریات (۲ جلدی)

العقائد الجعفریه

الفواید الجعفریه

دراساتنا من الفقه الجعفری (۲ جلدی)

دراسات و بحوث مؤتمر الإمام جعفر الصادق علیه السلام

ترجمه حدیث توحید مفضل از سخنان امام صادق علیه السلام

مجموعه مقالات همایش امام جعفر صادق (ع) و تجدید حیات اسلام

دروس تمهیدیه فی الفقه الإستدلالی علی المذهب الجعفری (۳ جلدی)

الإمام المهاجر أحمد بن عیسی بن محمد علی العریضی بن جعفر الصادق

الفقه علی المذاهب الخمسه: الجعفری – الحنفی – المالکی – الشافعی – الحنبلی (۲ جلدی)

زندگانی امام صادق جعفر بن محمد علیه السلام

امام صادق (ع) الگوی زندگی

امام صادق سلام الله علیه

تاریخ الفقه الجعفری

توحید مفضل

نظریه العقد فی الفقه الجعفری

زندگانی امام صادق علیه السلام

زندگانی رییس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد علیه السلام

سلوا صادق أهل البیت المطهرین عن علوم الأولین و الآخرین

صفحاتی از زندگی امام جعفر صادق علیه السلام

طب الإمام الصادق علیه السلام

طب الإمام الصادق علیه السلام

طب الرضا و طب الصادق علیهماالسلام (طب و درمان در اسلام)

طب جامع امام صادق علیه السلام

قیدتنا و واقعنا، نحن المسلمین الجعفریین «العلویین»

غیبه الإمام المهدی عند الإمام الصادق (علیهما السلام)

فاطمه بنت الحسن و ام فروه علیهما السلام مادران گرامی امام باقر و صادق علیهما السلام

فتره التکوین فی حیاه الصادق الأمین

فرازهایی از زندگانی امام صادق علیه السلام

فقه الامام جعفر الصادق (۶ جلدی)

فقه الصادق علیه السلام (۲۶ جلدی)

قیم أخلاقیه فی فقه الإمام جعفر الصادق (ع)

لأکون مع الصادقین

لماذا انا جعفری؟

مجموعه مقالات همایش امام جعفر صادق (ع) و تجدید حیات اسلام

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)

محاضرات فی الفقه الجعفری (۴ جلدی)

محاضرات فی الفقه الجعفری

محمد بن اسماعیل بن امام جعفر صادق علیه السلام

مردان پاک از نظر امام صادق (ع)

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی (۴ جلدی)

مناظره امام صادق علیه السلام با زندیق

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)

نظریه العقد فی الفقه الجعفری

نموذج فی الفقه الجعفری

کتاب الهفت و الاظله رواه المفضل بن عمر الجعفی عن الامام جعفر بن محمد بن الصادق

کتابنامه‌ی امام صادق علیه السلام (عربی و فارسی)

زندگانی رییس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد علیه السلام

امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت (۸جلد)

توحید مفضل: فلسفه آفرینش و خلقت در بیان حضرت امام جعفر صادق (ع) به روایت مفضل بن عمر جعفی

پژوهشی در روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیه السلام

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی

العقائد الجعفریه

طب الإمام الصادق علیه السلام (القزوینی)

غیبه الإمام المهدی عند الإمام الصادق (علیهما السلام)

پیشوای ششم، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

غزوه خندق

احزاب، جمع حزب به معناى گروه‌ها است. جنگ احزاب از آن جهت بدین نام نامیده شده که قبایل قریش، غطفان، اسد و یهود در جنگ با رسول خدا صلى الله علیه و آله هم دست شدند و به مدینه لشکر کشیدند. پیامبراکرم صلى الله علیه و آله پس از اطّلاع از این ماجرا، به پیشنهاد سلمان به حفر خندق در اطراف مدینه دستور داد و بدین سبب این غزوه، به خندق نیز مشهور شده است…(برگزیده فرهنگ قرآن، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، بوستان کتاب قم ۱۳۸۷ش)

و من الأخبار فی غزوه الخندق… ‎‎لما کان یوم الخندق أمرنا رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم بحفر الخندق و عرضت لنا فی بعض الخندق صخره عظیمه شدیده لا تأخذ فیها المعاول، فاشتکینا ذلک إلى رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم، فجاء، فلما رآها النبی صلى اللّه علیه و سلم ألقى ثوبه و أخذ المعول فقال:بسم اللّه،ثم ضرب ضربه فکسر ثلثها،و قال اللّه أکبر أعطیت مفاتیح الشام،و اللّه إنی لأنظر قصورها الحمر الساعه،ثم ضرب الثانیه فقطع ثلثها الآخر،فقال:اللّه أکبر،أعطیت مفاتیح فارس،و اللّه إنی لأنظر قصر المدائن الأبیض،ثم ضرب الثالثه و قال:بسم اللّه،فقطع بقیه الحجر،و قال اللّه أکبر أعطیت مفاتیح الیمن،و اللّه إنی لأنظر إلى صنعاء من مکانی هذه الساعه،و إنی لأنظر أبواب صنعاء من مکانی هذه الساعه. (دلائل النبوه، نویسنده: ابونعیم، احمد بن عبدالله، محقق: عباس، عبدالبر، محقق: قلعه‌جی، محمد رواس، ناشر: دارالنفائس بیروت ۱۴۱۲ق)

و فی سنه خمس کانت غزوه الخندق و ما کان فیها من حفر الخندق، و فیها غزا الیهود من بنی قُرَیْظَه…(مروج الذهب و معادن الجوهر، نویسنده: مسعودی، علی بن حسین، محقق: داغر، یوسف اسعد، موسسه دارالهجره ۱۴۰۹ق)

باب سی و پنجم در بیان جنگ خندق است که آن را غزوه احزاب می نامند.(حیاه القلوب، نویسنده: مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، محقق: علی امامیان، ناشر: سرور- قم ۱۳۸۴ش)

ثم غزا رسول الله صلی الله علیه و آله غزوه الخندق : و کان من شأنها أن النبی صلى اللّه علیه و سلم لما أجلى بنی النضیر خرج نفر من الیهود فیهم حی بن أخطب النضری و هوذه بن قیس الوائلی و کنانه بن الربیع النضری فی نفر من بنی النضیر و بنی وائل و حزبوا الأحزاب حتى قدموا على قریش مکه و دعوهم إلی حرب رسول الله…(السیره النبویه و أخبار الخلفاء (ابن حبان بستی)، نویسنده: ابن‌حبان، محمد بن حبان، محقق: زند، عزیر، الکتب الثقافیه بیروت)

فی وقعه الأحزاب و الخندق : و این غزوه در شوّال بود سال چهارم از هجرت.و آن چنان بود که : سلاّم بن ابى الحقیق و حیىّ بن اخطب و کنانه بن الربیع و هوذه بن قیس و ابو عماره وائلى از یهودان به مکّه آمدند و قریش را دعوت کردند به حرب رسول(ص) و تحریص نمودند…(مناقب الطاهرین، طبرسی، حسن بن علی، محقق: درگاهی، حسین، نشر رایزن تهران ۱۳۷۹ش)

و قد اشتهر فی جوامع الحدیث أن ضربه علی یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین…(الفوائد البهیه فی شرح عقائد الإمامیه، نویسنده: حمود، محمد جمیل، ناشر: موسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت)

و بسیاری از نتایج جستجو در این موضوع که می توانید در پایگاه کتابخانه دیجیتال مشاهده نمایید.

ابن ادریس حلی

فخرالدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عِجلى حلّى (ح۵۴۳- ۵۹۸ق)، معروف به «ابن ادریس»، از فقیهان بزرگ شیعه امامیه، صاحب نظر در فقه، اصول، تفسیر، لغت، ابن ادریس به دلیل استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و به سبب فتواهای شاذ و کمیاب در میان علما مشهور است. نسبت عجلى ظاهراً باید مربوط به نسب وى باشد. در برخى از منابع نام و نسب او به شکل‌هاى محمد بن ادریس بن محمد، محمد بن ادریس بن احمد بن ادریس، محمد بن احمد بن ادریس و حتى به شکل غریب محمد بن منصور بن احمد بن ادریس ثبت شده که هیچ یک قابل اعتماد نیست. بنابر منابع متأخر، مادر او، نوه دخترى شیخ مسعود وَرّام بوده است و نسب وى از جانب مادر با سه واسطه، به شیخ طوسى مى‌رسد، اما نظر به تاریخ وفات شیخ ورام در ۶۰۵ق و سال وفات ابن ادریس و نیز با مقایسه طبقه شیخ ورام با طبقه وى، این نسبت درست نمى‌نماید. شرح‌حال‌نویسان، وى را با عنوان «حلّى» یاد کرده‌اند، و منتجب‌الدین متذکر شده که در حله با وى ملاقات کرده است. تاریخى برای ولادت وى نقل نشده، ولى به استناد خط شهید ثانى که در اجازات مجلسى آمده، او در ۵۵۸ق به سن بلوغ رسیده است و با فرض اینکه وى در حدود ۱۵ سالگى بالغ شده باشد، تولد وى را باید در حدود ۵۴۳ق دانست.

در مورد وفات او نیز اختلاف است: کفعمى جمعه ۱۸ شوال ۵۹۸ق و ذهبى ۵۹۷ق را ذکر کرده است؛ بنابراین، سخن علماى متأخر شیعه در این باب که وى پیش از رسیدن به ۲۵ سالگى وفات یافته است، نباید صحیح باشد. صفدى وى را در فقه، عدیم النظیر دانسته و ابن داوود حلى او را شیخ الفقها خوانده است. شجاعت علمى وى در شکستن سنت تقلید از آراء شیخ طوسى، تحرک بخشیدن به فقه امامیه، خارج کردن آن از رکود و جمود و تشویق ابتکار و اندیشه آزاد، بیانگر جلالت قدر اوست. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسى، همه مسندنشینان فقاهت شیعه، خوشه‌چینان آرای شیخ و در حقیقت فقط منعکس‌کنندگان نظرات او بودند تا جایى که مى‌توان گفت باب اجتهاد تا حدودى مسدود شده بود. در چنین وضعى، ابن ادریس پاى را از دایره تقلید بیرون نهاد و به احیاى اجتهاد و اظهار نظر آزاد پرداخت. وى گاه در نقد آراء شیخ، بسیار سرسختى به خرج مى‌داد و شیخ را به طور مستقیم و غیرمستقیم به تبعیت و پیروى از امام شافعى متهم مى‌کرد و گاه لحنش بسیار تند مى‌شد، اما به هر حال، احترام به شیخ را فرو نمى‌نهاد و با عباراتى چون «الشیخ السعید الصدوق تغمّده الله برحمته» از او یاد مى‌کرد. فقیه معاصر وى، سدیدالدین حمصى، او را اهل تخلیط و غیرقابل اعتماد دانسته است. ابن داوود حلى عدم پذیرش خبر واحد توسط ابن ادریس را به معنى اعراض کلى او از اخبار اهل‌بیت(ع) گرفته و وى را در زُمره ضعفا آورده، ولى در همانجا او را ستوده است. شیخ بحرانى مى‌نویسد که محقق حلى و علامه حلى به کرات به نقد و طعن او پرداخته‌اند، ولى در دوره‌هاى بعد، نظر علماى رجال در مورد وى به تدریج تغییر یافت تا آنجا که مجلسى او را توثیق کرده است. معاصران نظر حمصى را در مورد تخلیط ابن ادریس تنها از این جهت که وى در نقل اسناد روایات اندکى بى‌دقت بوده، صحیح دانسته‌اند. ابن ادریس حلى چنانکه از کتاب سرائر، به خصوص بخش مستطرفات آن برمى‌آید، برخى از اصول و مصنفات سلف شیعه را در اختیار داشته و وى آخرین کسى است که درباره برخى از آن‌ها اطلاعاتى به دست مى‌دهد و در برخى از اجازات نام وى در سلسله روایى صحیفه سجادیه دیده مى‌شود. همچنین نام وى در میان راویان کتب دیگر نیز آمده است. وى بعضى از کتب سلف را استنساخ کرده، که به عنوان نمونه مى‌توان از «مصباح المتهجّد شیخ طوسى» و «قرب الاسناد حمیرى» نام‌برد. از جمله کتاب های ایشان السرائر الحاوى لتحریر الفتاوى

المنتخب من تفسیر القرآن و النکت المستخرجه من کتاب التبیان (۲جلدی)

موسوعه ابن إدریس الحلی (۱۴جلدی) که برای مشاهده مطالب می توانید بر روی عنوان مورد نظر کلیک نمایید: