شمس الدین ذهبی

شمس الدین ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز ترکمانى ذهبى‏ (۶۷۳ هـ – ۷۴۸ هـ / ۱۲۷۴م – ۱۳۴۸م)، مورخ و محدث سلفى مشهور و نویسنده سده هشتم هجرى، وى نویسنده ده‌ها کتاب رجالى و تاریخى است و تخصص عمده او در دانش رجال و جرح و تعدیل راویان و اخباریان ومحدثان است. که در سال ۶۷۳قمری، به دنیا آمد. وی اصالتاً ترکمان و از اهالی میافارقین (واقع در ترکیه امروزی) بوده است. وى علاقه‌ى زیادى به گردآورى حدیث داشت و براى تکمیل این علم، سفرهاى بسیارى کرد. او در این سفرها، از بسیارى از بزرگان و علما حدیث شنید و آنها را ضبط نمود. ذهبی چهار سال آغاز تحصیل را نزد علاءالدین علی بن محمد حلبی (متوفی ح۶۹۰) که خطی بسیار خوش داشت و در تعلیم کودکان استاد بود، به فراگیری مقدمات گذراند، آنگاه قرآن و نحو را نزد مسعود بن عبدالله اغزازی (متوفی ۶۲۰) آموخت. در ۶۹۱ با جمعی از دوستانش آموختن علم قرائات را نزد ابواسحاق ابراهیم بن داوود عسقلانی معروف به فاضلی(متوفی ۶۹۲) که بزرگ قراء عصر و از شاگردان علم الدین سخاوی (متوفی ۶۴۳) بود،آغاز کرد و هم زمان علم قرائات را نزد ابواسحاق ابراهیم بن غالی حمیری(متوفی ۷۰۸) و علی بن جبریل مصری و استادان دیگر تکمیل کرد و در حدود ۶۹۳ که بیست سال بیشتر نداشت، به جای شیخ قرائت خود ابوعبدالله محمد عبدالعزیز دمیاطی که بیمار شده بود و در همین سال در گذشت، بر کرسی استادی قرائت نشست. ذهبی از هجده سالگی، هم زمان، سماع حدیث و تحصیل علوم حدیث را آغاز کرد و همه فکر و زندگی اش را وقف آن کرد. وى، در سال ۷۴۸قمری، در ۷۵ سالگى در دمشق وفات یافت.

وى، نوشتن تاریخ عمومى، تاریخ اسلام و وفیات مشاهیر و اعلام را به دوره اسلامى(از مغازى و سیره نبوى تا عصر خود) اختصاص داد و به شیوه ابن جوزى، شرح سال‌شمار رویدادها را تا سال ۷۰۰ با وفیات بزرگان هر سال درآمیخت. وى، این مجموعه را تحت عنوان «تاریخ اسلام»، به‌صورت کتابى تنظیم کرده است. آثار ذهبى بسیار مورد استفاده‌ى اهل علم قرار گرفت و در اکثر مواقع، دانش‌پژوهان براى شنیدن احادیث به محضرش مى‌شتافتند. وى، از تاریخ‌ها و کتاب‌هاى تراجم و رجالى بسیار بهره گرفت و برخى از آنها را خلاصه کرد. وى، تاریخ هفت‌صد ساله اسلامى را به هفتاد دهه تقسیم کرد و به هر دهه عنوان «طبقه» داد. ذهبى، مختصرى از این کتاب را فراهم آورد و آن را، «العبر فى خبر من غبر» نامید و ذیلى شامل حوادث ۷۰۱ تا ۷۴۰ بر آن نوشت(چاپ محمد رشاد عبدالمطلب.) و پس از آن نویسندگان دیگرى ذیل‌هایى بر آن نوشتند. ذهبى، خلاصه‌اى نیز از تاریخ اسلام از آغاز تا ۷۴۴ و وفیات مشاهیر هر سال به شیوه سال‌شمار نگاشت و آن را «دول الاسلامى» نامید و بر آن ذیلى نوشت.

و توفّى الشیخ الإمام الحافظ المؤرّخ صاحب التصانیف المفیده شمس الدین أبو عبد اللّه محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز[بن عبد اللّه التّرکمانىّ الأصل الفارقىّ] الذهبىّ الشافعىّ-‎‎رحمه اللّه تعالى-‎‎أحد الحفّاظ المشهوره فى ثالث ذى القعده. و مولده فى شهر ربیع الآخر سنه ثلاث و سبعین و ستمائه،و سمع الکثیر و رحل البلاد، و کتب و ألّف و صنّف و أرّخ و صحّح و برع فى الحدیث و علومه،و حصّل الأصول و انتقى،و قرأ القراءات السبع على جماعه من مشایخ القراءات.استوعبنا مشایخه و مصنّفاته فى تاریخنا«المنهل الصافى»مستوفاه.و من مصنفاته:«تاریخ الإسلام» و هو أجل کتاب نقلت عنه فى هذا التاریخ.و قال الشیخ صلاح الدین الصفدىّ -‎‎بعد ما أثنى علیه-‎‎قال:«و أخذت عنه و قرأت علیه کثیرا من تصانیفه، و لم أجد عنده جموده المحدّثین،و لا کودنه النّقله،بل هو فقیه النظر،له دربه بأقوال الناس و مذاهب الأئمه من السلف و أرباب المقالات،و أعجبنى منه ما یعنیه فى تصانیفه،ثم إنه لا یتعدّى حدیثا یورده حتى یبیّن ما فیه من ضعف متن،أو ظلام إسناد،أو طعن فى روایته،و هذا لم أر غیره یراعى هذه الفائده».
منبع کتاب النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج ۱۰، ص ۱۸۲ ؛ نویسنده: ابن‌ تغری‌ بردی‌، یوسف‌ بن‌ تغری‌ بردی ؛ ناشر:وزاره الثقافه و الارشاد القومی، الموسسه المصریه العامه

السیره النبویه (ذهبی)أربعون حدیثا لشیخ الإسلام إبن تیمیه رواها عنه جماعه منهم الإمام الذهبیالإمام الذهبیالحافظ شمس الدین الذهبی أبو عبدالله محمد بن أحمد بن عثمان بن قایمازالذهبی و منهجه فی کتابه تاریخ الإسلامالعصر الذهبی للإسکندریهتعریف ذوی العلا بمن لم یذکره الذهبی من النبلا و هو ذیل علی کتاب سیر أعلام النبلاءتفسیر الإمام الذهبی (۲ جلدی)قال الذهبیمختصر إستدراک الحافظ الذهبی على مستدرک أبی عبد الله الحاکم (۸ جلدی)معجم شیوخ الذهبی

برای مطالعه کتب بر روی عنوان مورد نظر در فهرست زیر کلیک نمایید:

۱- إثبات الشفاعه (۱) – نویسنده

۲- الإعلام بوفیات الأعلام (۲) – نویسنده

۳- الأمصار ذوات الآثار (۱) – نویسنده

۴- الأمصار ذوات الآثار (۱) – نویسنده

۵- التحقیق فی مسائل الخلاف (۱۲) – شارح

۶- الدینار من حدیث المشایخ الکبار (۱) – نویسنده

۷- السیره النبویه (ذهبی) (۱) – نویسنده

۸- العبر فی خبر من غبر (۴) – نویسنده

۹- العرش (۲) – نویسنده

۱۰- العقد الثمین فی تراجم النحویین (۱) – نویسنده

۱۱- الفوائد الذهبیه (۱) – نویسنده

۱۲- المختصر المحتاج إلیه من تاریخ الحافظ أبی عبدالله محمد بن‌ سعید بن‌ محمد إبن‌ الدبیثی (۱) – نویسنده

۱۳- المستملح من کتاب التکمله (۱) – نویسنده

۱۴- المعجم الشیوخ، المعجم الکبیر (۱) – نویسنده

۱۵- المعین فى طبقات المحدثین (۱) – نویسنده

۱۶- المعین فی طبقات المحدثین (۱) – نویسنده

۱۷- المغنی فی الضعفاء (۲) – نویسنده

۱۸- المهذب فی اختصار السنن الکبیر (۹) – خلاصه کننده

۱۹- تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام (۱۷) – نویسنده

۲۰- تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام (۵۲) – نویسنده

۲۱- تجرید أسماء الصحابه (۲) – نویسنده

۲۲- تذهیب تهذیب الکمال فی أسماء الرجال (۱۱) – شارح

۲۳- تذکره الحفاظ (۵) – نویسنده

۲۴- تذکره الحفاظ (۵) – نویسنده

۲۵- تراجم الأئمه الکبار أصحاب السنن و الأثار (۱) – نویسنده

۲۶- ترتیب الموضوعات (۱) – نویسنده

۲۷- تعریف ذوی العلا بمن لم یذکره الذهبی من النبلا و هو ذیل علی کتاب سیر أعلام النبلاء (۱) – نویسنده

۲۸- تفسیر الإمام الذهبی (۲) – نویسنده

۲۹- حق الجار (۱) – نویسنده

۳۰- دول الإسلام (۲) – نویسنده

۳۱- دول الاسلام فی التاریخ (۱) – نویسنده

۳۲- ذکر أسماء من تکلم فیه و هو موثق (۱) – نویسنده

۳۳- رساله (طرق حدیث) من کنت مولاه فعلی مولاه (۱) – نویسنده

۳۴- زغل العلم (۱) – نویسنده

۳۵- سیر اعلام النبلاء (۲۵) – نویسنده

۳۶- طبقات القراء (۳) – نویسنده

۳۷- قاعده فی الرد على الغزالی فی التوکل (۱) – مترجم

۳۸- قال الذهبی (۱) – نویسنده

۳۹- لسان المیزان (۱۱) – نویسنده

۴۰- مختصر إستدراک الحافظ الذهبی على مستدرک أبی عبد الله الحاکم (۸) – شارح

۴۱- معجم شیوخ الذهبی (۱) – نویسنده

۴۲- معرفه الرواه المتکلم فیهم بما لا یوجب الرد (۱) – نویسنده

۴۳- معرفه القراء الکبار علی الطبقات و الأعصار (۴) – نویسنده

۴۴- من تکلم فیه و هو موثق أو صالح الحدیث (۱) – نویسنده

۴۵- مناقب الأمام أبی حنیفه و صاحبیه أبی یوسف و محمد بن الحسن (۱) – نویسنده

۴۶- میزان الإعتدال فی نقد الرجال (۷) – نویسنده

۴۷- میزان الإعتدال فی نقد الرجال (۴) – نویسنده

۴۸- نزهه الفضلاء تهذیب سیر أعلام النبلاء (۳) – نویسنده

۴۹- کتاب الکبائر (۱) – نویسنده

تاریخ ولادت حضرت معصومه

تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت معصومه علیهاالسلام تا چند سال قبل در دست نبود، تا این که یکى از عالمان با تلاش زیاد در کتاب‌خانه‌هاى مدینه آن را به دست آورده است: تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه علیهاالسلام را حاج شیخ جواد شاه عبدالعظیمى در مسافرت مکه، در مدینۀ طیبه در کتاب‌خانۀ مبارکه، به زحمت زیاد بدست آورده است : چنانچه در کتاب نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار و در کتاب لواقح الانوار که کتاب مفصلى است نقل مى‌فرماید: ولدت فاطمه بنت موسى بن جعفر فى مدینه المنوره غره ذوالقعده الحرام سنه ۱۷۳ ثلاث و سبعین و مأه بعد الهجره النبویه و توفیت فى العاشر من ربیع الثانى فى سنه ۲۰۱ احدى و مأتین فى بلده قم… با این حساب، سن مبارک آن حضرت بیست و هفت سال و پنج ماه و ده روز مى‌شود…

منبع کتاب فاطمه معصومه علیهاالسلام و تاریخ و فرهنگ قم ، نویسنده: علی صدرایی خویی، انتشارات زائرقم که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و برای مطالعه آن می توانید بر روی فهرست مطالب زیر کلیک نمایید:

عنایات حضرت معصومه

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه، امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا علیه السلام در بیان مقام رفیع خواهر بزرگوارشان می فرماید: من زارالمعصومه بقم کمن زارنی کسی که فاطمه معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد؛ همچنین علی بن موسی الرضا فرموده است: من زارها فله الجنه کسی که معصومه را زیارت کند، پاداش او بهشت است…

اینک پس از گذشت چند سال از نوکری آستانه مقدسه آن بانوی کریمه تصمیم گرفتم کراماتی را که آن حضرت نسبت به خادمین خودشان در آستانه مقدسه نموده اند، جمع آوری و منتشر نمایم… امیدوارم عشق و محبت اهل بیت علیهم السلام در دل فرزندانمان پرورش یافتته همچنین توسل و اعتقادات نوجوانان و جوانان به خاندان پیامبر گرامی اسلام موجب رشد جنبه های اخلاقی و مذهبی در آنان گردد و ریشه انحرافات و تهاجم فرهنگی را بخشکاند و در مقابل بذر محبت، پاکی، ایمان و عمل صالح را در آنان بیافشاند…

کتاب عنایات معصومیه، از زبان خادمین آستانه مقدسه حضرت معصومه علیها السلام، نویسنده: محمد علی زینی وند، انتشارات زائر قم

محمدهادی امینی

شیخ محمدهادى امینى (۱۳۱۴-۱۳۷۹ش)، فقیه، اصولی، ادیب، فرزند ارشد آیت‌الله علامه امینى، که در سال ۱۳۱۴ش در شهر تبریز دیده به جهان گشود و چون به سن هفت سالگى رسید ‎در مکتب شیخ ادیب که از مکتبداران فاضل و ماهر آن عصر بود، تحصیلات مقدماتى را فرا گرفت و با ارشاد پدر بزرگوارشان به تحصیل علوم حوزوى پرداخت. ایشان از محضر اساتید والامقامى، چون آیت‌الله حکیم، آقاشیخ محمدعلى اردوبادى، آقابزرگ طهرانى، سید‌ ‎على فانى، علامه محمدتقى جعفرى، سید‌ ‎حسین حمامى و علامه امینى پدر گران‌قدرشان کسب فیض نموده و تا سطح خارج فقه و اصول را در حوزه نجف اشرف تلمذ نمود. از طرفى به جهت علاقه و تبحر فراوان در ادبیات و شعر زبان عربى، مدرک دکترى را در رشته ادبیات عرب از دانشگاه الازهر مصر اخذ کرد و دانش‌آموخته مقطع دکترای رشته ادبیات عرب از دانشگاه الازهر مصر گردید.

آثار به جامانده از ایشان شامل سه دسته مى‌باشند دسته اول، ۲۷ اثر را در قالب کتب عربى و فارسی در برمى‌گیرد که تاکنون به طبع رسیده است و عناوین آن در ذیل خواهد آمد. دسته دوم آثار ایشان تحقیقاتى است که پیرامون کتب مختلف صورت گرفته است که این کتاب‌ها عموماًصبغه ادبى دارد و بعضا درباره فضایل و مناقب اهل‌بیت(ع) است که در مجموع ۲۰ کتاب را به خود اختصاص داده است. دسته سوم آثار ایشان که در آخرین سال‌هاى عمر آن بزرگوار به رشته تحریر درآمده است و هنوز به چاپ نرسیده است، شامل شش تألیف مى‌باشد که عناوین آن‌ها در پى خواهد آمد. با توجه به تبحر مرحوم در ادب و شعر عرب و نیز آشنایى و اشراف کافى او بر کتب رجالى و تاریخى، اکثر تألیفات ایشان در خصوص موضوعات تراجم رجال و راویان ائمه اطهار(ع)، مأخذشناسى آثار مؤلفان شهیر، ادب و شعر مى‌باشد. آن بزرگوار تحقیقات وسیعى را پیرامون کتاب ارزشمند نهج‌البلاغه از جنبه‌هاى ادبى، تاریخى، رجالى و… و نیز درباره گردآورنده آن شریف رضى و همچنین مناقب امیرالمؤمنین(ع)، پیروان و روات آن امام همام داشته است. از آثار برجسته ایشان کتاب «اصحاب الامام امیرالمؤمنین و الرواه عنه» مى‌باشد که بنابر ویژگى‌هاى خاص این کتاب که مهم‌ترین آن ارتباطش با شخصیت مولا على(ع) است. از جمله آثار ایشان:

۱- أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه (۱جلدی) – محقق

۲- أصحاب أمیرالمؤمنین علیه السلام و الرواه عنه (۲جلدی) – نویسنده

۳- اختیار مصباح السالکین (۱جلدی) – محقق

۴- السقیفه و فدک (۲جلدی) – مصحح

۵- اعلام نهج‌البلاغه  – محقق

۶- الشریف الرضی محمد بن الحسین بن موسی الموسوی (۱جلدی) – نویسنده

۷- الکنی و الألقاب (مکتبه الصدر) (۳جلدی) – مقدمه‌نویس

۸- بطل فخ (۱جلدی) – نویسنده

۹- تجلی نهج البلاغه بر ادبیات عرب (۱جلدی) – نویسنده

۱۰- ترجمه اعلام نهج البلاغه (۱جلدی) – نویسنده

۱۱- حدیث ابرار از منظر اهل سنت در مدح اهل البیت اطهار (علیهم السلام ) ترجمه نزل الابرار (۱جلدی) – تصحیح و تحقیق

۱۲- خصائص الأئمه علیهم السلام (۱جلدی) – محقق

۱۳- عید الغدیر فی عهد الفاطمیین (۱جلدی) – نویسنده

۱۴- گوهر قم : زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام (۱جلدی) – نویسنده

۱۵- معجم المطبوعات النجفیه (۱جلدی) – نویسنده

۱۶- معلم الشیعه الشیخ المفید محمد بن محمد بن النعمان البغدادی ۳۳۴ – ۴۱۳ھ (۱جلدی) – نویسنده

۱۷- نزل الأبرار بما صح من مناقب أهل البیت الأطهارعلیهم السلام (۱جلدی) – محقق

۱۸- کفایه الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام (۱جلدی) – محقق

۱۹- السقیفه و فدک (۱جلدی) – تحقیق

۲۰ – الى ابى (شعر) ۱ جلد

۲۱- التدخین و السرطان ۱ جلد

۲۲- حاله المراه الاجتماعیه فی عهد الفاطمیین ۱ جلد

۲۳- الشریف الرضى ۱ جلد

۲۴- شیوعیه ثوره و تآمر ۱ جلد

۲۵- شیوعیه عدوه الانسانیه ۱ جلد

۲۶- عترت در قرآن – (فارسی) ۱ جلد

۲۷- فاطمه بنت اسد ۱ جلد

۲۸- فاطمه بنت الحسین(ع) ۱ جلد

۲۹- فاطمه بنت الامام موسى الکاظم(ع) ۱ جلد

۳۰- مخطوطات مکتبه السید‌ ‎محمد البغدادى ۱ جلد

۳۱- مصادر الدراسه عن النجف و شیخ الطوسى(ره) ۱ جلد

۳۲- مصادر ترجمه الشریف الرضى ۱ جلد

۳۳- معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ۳ جلد

۳۴ – مکه ۱ جلد

۳۵ – مناعه المجتمع العربى ۱ جلد

۳۶ – من نوادر مخطوطات مکتبه السید‌ ‎الحکیم ۱ جلد

۳۷ – نهج‌البلاغه و اثره على الادب العربى ۱ جلد

۳۸ – یاران پایدار امام حسین علیه‌السلام – (فارسی)

۳۹ – درسهایى از مکتب ولایت – (فارسی)

۴۰ – تاریخ مکه – (فارسی)

۴۱ – موسوعه النبى الاعظم محمدبن عبدالله(ص)

کتابخانه امام صادق

کتابخانه تخصصی و موضوعی امام صادق علیه السلام با ۷۴ عنوان کتاب، در ۱۵۰ جلد، در پایگاه کتابخانه دیجیتال نورلایب به روز رسانی شد، این مجموعه شامل کتابهایی است که هم به صورت مستقل پیرامون شخصیت والامقام حضرت صادق علیه السلام نوشته شده است و هم کتابهایی که در مورد سخنان و احادیث آن حضرت نوشته شده است و یا اینکه کتابهایی که یک بخش یا فصل هایی مستقل از آن در مورد امام ششم شیعیان بوده است که در موضوعات مختلفی همچون: تفسیر یا تأویل آیات، احادیث و روایات، فقه و اصول، تاریخ و سیره، اخلاق و عرفان، طب و مجموعه مقالات همایش ها و… می باشد. برای مشاهده کتب می توانید بر عنوان کتاب مورد نظر کلیلک کنید:

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)، سید محمدکاظم قزوینی،

الإمام جعفر الصادق علیه السلام

الاخلاق عند الامام الصادق علیه السلام

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه (۳ جلدی)

الامام الصادق (علیه السلام) من المهد الی اللحد

«توحید افعالی» در آثار صادقین علیهما السلام

صبح ساحل : حوادث عصر امام صادق علیه السلام

پیشوای ششم، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

پرسش‌های مردم و پاسخ‌های امام صادق علیه السلام (۲ جلدی)

پیشوای علم و معرفت تحلیلی جامع از زندگانی امام صادق علیه السلام

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی (۴ جلدی)

راهبردهای سیاسی امام باقر و مام صادق علیهم السلام در آماده‌ سازی جامعه اسلامی برای ورود به عصر غیبت

تاریخ التربیه عند الامامیه و اسلافهم من الشیعه بین عهدی الصادق و الطوسی

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه مع إفاضات و تحقیقات جدیده (۲ جلدی)

پژوهشی در روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیه السلام

الفکر التربوی الإسلامی عند الإمام جعفر بن محمد الصادق

أهل البیت علیهم السلام من کتاب أعیان الشیعه (۵ جلدی)

احکام الاحوال الشخصیه علی ضوء الفقه الجعفری

الإمام جعفر الصادق (ع) فی نظر علماء الغرب

الإمام الصادق و المذاهب الأربعه (۸ جلدی)

الإرث فی الفقه الجعفری (۳ جلدی)

الإمام جعفر الصادق

امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت (۸ جلدی)

الإمام السادس جعفر بن محمد الصادق علیه السلام

الإمام الصادق (ع) کما عرفه علماء الغرب

الإمام جعفر الصادق

الأهلیلجه

الامام جعفر صادق(ع) کتاب التقسیم فی تعبیر الحلم

العقبات العنبریه فی الطبقات الجعفریه

امام جعفر صادق (ع)

الجعفریات (۲ جلدی)

العقائد الجعفریه

الفواید الجعفریه

دراساتنا من الفقه الجعفری (۲ جلدی)

دراسات و بحوث مؤتمر الإمام جعفر الصادق علیه السلام

ترجمه حدیث توحید مفضل از سخنان امام صادق علیه السلام

مجموعه مقالات همایش امام جعفر صادق (ع) و تجدید حیات اسلام

دروس تمهیدیه فی الفقه الإستدلالی علی المذهب الجعفری (۳ جلدی)

الإمام المهاجر أحمد بن عیسی بن محمد علی العریضی بن جعفر الصادق

الفقه علی المذاهب الخمسه: الجعفری – الحنفی – المالکی – الشافعی – الحنبلی (۲ جلدی)

زندگانی امام صادق جعفر بن محمد علیه السلام

امام صادق (ع) الگوی زندگی

امام صادق سلام الله علیه

تاریخ الفقه الجعفری

توحید مفضل

نظریه العقد فی الفقه الجعفری

زندگانی امام صادق علیه السلام

زندگانی رییس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد علیه السلام

سلوا صادق أهل البیت المطهرین عن علوم الأولین و الآخرین

صفحاتی از زندگی امام جعفر صادق علیه السلام

طب الإمام الصادق علیه السلام

طب الإمام الصادق علیه السلام

طب الرضا و طب الصادق علیهماالسلام (طب و درمان در اسلام)

طب جامع امام صادق علیه السلام

قیدتنا و واقعنا، نحن المسلمین الجعفریین «العلویین»

غیبه الإمام المهدی عند الإمام الصادق (علیهما السلام)

فاطمه بنت الحسن و ام فروه علیهما السلام مادران گرامی امام باقر و صادق علیهما السلام

فتره التکوین فی حیاه الصادق الأمین

فرازهایی از زندگانی امام صادق علیه السلام

فقه الامام جعفر الصادق (۶ جلدی)

فقه الصادق علیه السلام (۲۶ جلدی)

قیم أخلاقیه فی فقه الإمام جعفر الصادق (ع)

لأکون مع الصادقین

لماذا انا جعفری؟

مجموعه مقالات همایش امام جعفر صادق (ع) و تجدید حیات اسلام

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)

محاضرات فی الفقه الجعفری (۴ جلدی)

محاضرات فی الفقه الجعفری

محمد بن اسماعیل بن امام جعفر صادق علیه السلام

مردان پاک از نظر امام صادق (ع)

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی (۴ جلدی)

مناظره امام صادق علیه السلام با زندیق

موسوعه الإمام الصادق علیه السلام (۲۸ جلدی)

نظریه العقد فی الفقه الجعفری

نموذج فی الفقه الجعفری

کتاب الهفت و الاظله رواه المفضل بن عمر الجعفی عن الامام جعفر بن محمد بن الصادق

کتابنامه‌ی امام صادق علیه السلام (عربی و فارسی)

زندگانی رییس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد علیه السلام

امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت (۸جلد)

توحید مفضل: فلسفه آفرینش و خلقت در بیان حضرت امام جعفر صادق (ع) به روایت مفضل بن عمر جعفی

پژوهشی در روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیه السلام

من امالی الامام الصادق علیه السلام و هو شرح ما املاه الامام علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی

العقائد الجعفریه

طب الإمام الصادق علیه السلام (القزوینی)

غیبه الإمام المهدی عند الإمام الصادق (علیهما السلام)

پیشوای ششم، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

غزوه خندق

احزاب، جمع حزب به معناى گروه‌ها است. جنگ احزاب از آن جهت بدین نام نامیده شده که قبایل قریش، غطفان، اسد و یهود در جنگ با رسول خدا صلى الله علیه و آله هم دست شدند و به مدینه لشکر کشیدند. پیامبراکرم صلى الله علیه و آله پس از اطّلاع از این ماجرا، به پیشنهاد سلمان به حفر خندق در اطراف مدینه دستور داد و بدین سبب این غزوه، به خندق نیز مشهور شده است…(برگزیده فرهنگ قرآن، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، بوستان کتاب قم ۱۳۸۷ش)

و من الأخبار فی غزوه الخندق… ‎‎لما کان یوم الخندق أمرنا رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم بحفر الخندق و عرضت لنا فی بعض الخندق صخره عظیمه شدیده لا تأخذ فیها المعاول، فاشتکینا ذلک إلى رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم، فجاء، فلما رآها النبی صلى اللّه علیه و سلم ألقى ثوبه و أخذ المعول فقال:بسم اللّه،ثم ضرب ضربه فکسر ثلثها،و قال اللّه أکبر أعطیت مفاتیح الشام،و اللّه إنی لأنظر قصورها الحمر الساعه،ثم ضرب الثانیه فقطع ثلثها الآخر،فقال:اللّه أکبر،أعطیت مفاتیح فارس،و اللّه إنی لأنظر قصر المدائن الأبیض،ثم ضرب الثالثه و قال:بسم اللّه،فقطع بقیه الحجر،و قال اللّه أکبر أعطیت مفاتیح الیمن،و اللّه إنی لأنظر إلى صنعاء من مکانی هذه الساعه،و إنی لأنظر أبواب صنعاء من مکانی هذه الساعه. (دلائل النبوه، نویسنده: ابونعیم، احمد بن عبدالله، محقق: عباس، عبدالبر، محقق: قلعه‌جی، محمد رواس، ناشر: دارالنفائس بیروت ۱۴۱۲ق)

و فی سنه خمس کانت غزوه الخندق و ما کان فیها من حفر الخندق، و فیها غزا الیهود من بنی قُرَیْظَه…(مروج الذهب و معادن الجوهر، نویسنده: مسعودی، علی بن حسین، محقق: داغر، یوسف اسعد، موسسه دارالهجره ۱۴۰۹ق)

باب سی و پنجم در بیان جنگ خندق است که آن را غزوه احزاب می نامند.(حیاه القلوب، نویسنده: مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، محقق: علی امامیان، ناشر: سرور- قم ۱۳۸۴ش)

ثم غزا رسول الله صلی الله علیه و آله غزوه الخندق : و کان من شأنها أن النبی صلى اللّه علیه و سلم لما أجلى بنی النضیر خرج نفر من الیهود فیهم حی بن أخطب النضری و هوذه بن قیس الوائلی و کنانه بن الربیع النضری فی نفر من بنی النضیر و بنی وائل و حزبوا الأحزاب حتى قدموا على قریش مکه و دعوهم إلی حرب رسول الله…(السیره النبویه و أخبار الخلفاء (ابن حبان بستی)، نویسنده: ابن‌حبان، محمد بن حبان، محقق: زند، عزیر، الکتب الثقافیه بیروت)

فی وقعه الأحزاب و الخندق : و این غزوه در شوّال بود سال چهارم از هجرت.و آن چنان بود که : سلاّم بن ابى الحقیق و حیىّ بن اخطب و کنانه بن الربیع و هوذه بن قیس و ابو عماره وائلى از یهودان به مکّه آمدند و قریش را دعوت کردند به حرب رسول(ص) و تحریص نمودند…(مناقب الطاهرین، طبرسی، حسن بن علی، محقق: درگاهی، حسین، نشر رایزن تهران ۱۳۷۹ش)

و قد اشتهر فی جوامع الحدیث أن ضربه علی یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین…(الفوائد البهیه فی شرح عقائد الإمامیه، نویسنده: حمود، محمد جمیل، ناشر: موسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت)

و بسیاری از نتایج جستجو در این موضوع که می توانید در پایگاه کتابخانه دیجیتال مشاهده نمایید.

ابن ادریس حلی

فخرالدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عِجلى حلّى (ح۵۴۳- ۵۹۸ق)، معروف به «ابن ادریس»، از فقیهان بزرگ شیعه امامیه، صاحب نظر در فقه، اصول، تفسیر، لغت، ابن ادریس به دلیل استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و به سبب فتواهای شاذ و کمیاب در میان علما مشهور است. نسبت عجلى ظاهراً باید مربوط به نسب وى باشد. در برخى از منابع نام و نسب او به شکل‌هاى محمد بن ادریس بن محمد، محمد بن ادریس بن احمد بن ادریس، محمد بن احمد بن ادریس و حتى به شکل غریب محمد بن منصور بن احمد بن ادریس ثبت شده که هیچ یک قابل اعتماد نیست. بنابر منابع متأخر، مادر او، نوه دخترى شیخ مسعود وَرّام بوده است و نسب وى از جانب مادر با سه واسطه، به شیخ طوسى مى‌رسد، اما نظر به تاریخ وفات شیخ ورام در ۶۰۵ق و سال وفات ابن ادریس و نیز با مقایسه طبقه شیخ ورام با طبقه وى، این نسبت درست نمى‌نماید. شرح‌حال‌نویسان، وى را با عنوان «حلّى» یاد کرده‌اند، و منتجب‌الدین متذکر شده که در حله با وى ملاقات کرده است. تاریخى برای ولادت وى نقل نشده، ولى به استناد خط شهید ثانى که در اجازات مجلسى آمده، او در ۵۵۸ق به سن بلوغ رسیده است و با فرض اینکه وى در حدود ۱۵ سالگى بالغ شده باشد، تولد وى را باید در حدود ۵۴۳ق دانست.

در مورد وفات او نیز اختلاف است: کفعمى جمعه ۱۸ شوال ۵۹۸ق و ذهبى ۵۹۷ق را ذکر کرده است؛ بنابراین، سخن علماى متأخر شیعه در این باب که وى پیش از رسیدن به ۲۵ سالگى وفات یافته است، نباید صحیح باشد. صفدى وى را در فقه، عدیم النظیر دانسته و ابن داوود حلى او را شیخ الفقها خوانده است. شجاعت علمى وى در شکستن سنت تقلید از آراء شیخ طوسى، تحرک بخشیدن به فقه امامیه، خارج کردن آن از رکود و جمود و تشویق ابتکار و اندیشه آزاد، بیانگر جلالت قدر اوست. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسى، همه مسندنشینان فقاهت شیعه، خوشه‌چینان آرای شیخ و در حقیقت فقط منعکس‌کنندگان نظرات او بودند تا جایى که مى‌توان گفت باب اجتهاد تا حدودى مسدود شده بود. در چنین وضعى، ابن ادریس پاى را از دایره تقلید بیرون نهاد و به احیاى اجتهاد و اظهار نظر آزاد پرداخت. وى گاه در نقد آراء شیخ، بسیار سرسختى به خرج مى‌داد و شیخ را به طور مستقیم و غیرمستقیم به تبعیت و پیروى از امام شافعى متهم مى‌کرد و گاه لحنش بسیار تند مى‌شد، اما به هر حال، احترام به شیخ را فرو نمى‌نهاد و با عباراتى چون «الشیخ السعید الصدوق تغمّده الله برحمته» از او یاد مى‌کرد. فقیه معاصر وى، سدیدالدین حمصى، او را اهل تخلیط و غیرقابل اعتماد دانسته است. ابن داوود حلى عدم پذیرش خبر واحد توسط ابن ادریس را به معنى اعراض کلى او از اخبار اهل‌بیت(ع) گرفته و وى را در زُمره ضعفا آورده، ولى در همانجا او را ستوده است. شیخ بحرانى مى‌نویسد که محقق حلى و علامه حلى به کرات به نقد و طعن او پرداخته‌اند، ولى در دوره‌هاى بعد، نظر علماى رجال در مورد وى به تدریج تغییر یافت تا آنجا که مجلسى او را توثیق کرده است. معاصران نظر حمصى را در مورد تخلیط ابن ادریس تنها از این جهت که وى در نقل اسناد روایات اندکى بى‌دقت بوده، صحیح دانسته‌اند. ابن ادریس حلى چنانکه از کتاب سرائر، به خصوص بخش مستطرفات آن برمى‌آید، برخى از اصول و مصنفات سلف شیعه را در اختیار داشته و وى آخرین کسى است که درباره برخى از آن‌ها اطلاعاتى به دست مى‌دهد و در برخى از اجازات نام وى در سلسله روایى صحیفه سجادیه دیده مى‌شود. همچنین نام وى در میان راویان کتب دیگر نیز آمده است. وى بعضى از کتب سلف را استنساخ کرده، که به عنوان نمونه مى‌توان از «مصباح المتهجّد شیخ طوسى» و «قرب الاسناد حمیرى» نام‌برد. از جمله کتاب های ایشان السرائر الحاوى لتحریر الفتاوى

المنتخب من تفسیر القرآن و النکت المستخرجه من کتاب التبیان (۲جلدی)

موسوعه ابن إدریس الحلی (۱۴جلدی) که برای مشاهده مطالب می توانید بر روی عنوان مورد نظر کلیک نمایید:

عرض دین عبدالعظیم حسنی

ازجمله شخصیّت‌هاى بزرگى که دین خود را بر امام زمان خود عرض نمود، ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن الحسن بن زید بن السبط الاکبر الامام ابى‌محمد الحسن المجتبى علیه السلام است. این بزرگوار یکى از اعاظم ذریۀ رسول و فرزندان مرتضى و بتول علیهم السلام و از شخصیّت‌ها و معاریف علماى اهل‌بیت و بزرگان صحابۀ حضرت امام‌جواد علیه السلام و حضرت امام‌هادى علیه السلام و محارم اسرار ائمه علیهم السلام است و على‌الظاهر چون با حضرت امام‌رضا علیه السلام در سلسلۀ نسب به حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام در یک طبقه بوده است -‎ چنان‌که برخى از علماى رجال فرموده‌اند-‎ از اصحاب آن حضرت نیز بوده است. و اگرچه برحسب روایتى که خواهیم آورد، عصر امامت امام عسکرى علیه السلام را درک نکرده است، ولى احتمال اینکه درک خدمت آن حضرت را کرده باشد قوى است و امّا روایتى که دلالت دارد بر فضل زیارت حضرت عبدالعظیم و وفات او در عصر امامت امام‌هادى علیه السلام، روایتى است که صدوق در ثواب‌الاعمال از شخصى که خدمت حضرت امام‌هادى علیه السلام شرفیاب شد، به سند نقل کرده است. امام علیه السلام از او پرسید: «أَیْنَ کُنْتَ؟»؛ «کجا بودى‌؟». جواب داد: «زُرْتُ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلَامُ»؛ حسین علیه السلام را زیارت کرده‌ام. حضرت امام‌هادى علیه السلام فرمود: «أَمَا إِنَّکَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظیمِ عِنْدَکُمْ لَکُنْتَ کَمَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَاالسَّلَامُ»؛ «آگاه باش! اگر قبر عبدالعظیم را زیارت کرده بودى، که نزد شماست، هرآینه مثل کسى بودى که حسین بن على علیهما السلام را زیارت کرده باشد».(صدوق، ثواب‌الاعمال، ۹۹؛ ر. ک: ابن‌قولویه قمى، کامل‌الزیارات، ص ۵۳۷) ازجمله روایاتى که بر فضل و علم این سید شریف و بزرگوار دلالت دارد، روایتى است منقول از حضرت امام‌هادى علیه السلام که به یکى از شیعیان‌رى مى‌فرماید: «إِذَا أَشْکَلَ عَلَیْکَ شَیْءٌ مِنْ أَمْرِ دِینِکَ بِنَاحِیَتِکَ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظِیمِ بْنَ عَبْدِ اللهِ الحَسَنِیَّ وَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ»؛ «هرگاه چیزى از امر دین تو بر تو مشکل شد، در ناحیۀ خودت در مورد آن از عبدالعظیم بن عبدالله حسنى سؤال کن و از من به او سلام برسان».(محدّث نورى، مستدرک‌الوسائل، ج ۱۷، ص ۳۲۱)

از اینکه چنین شخصیّتى در مقام عرض دین خود برآمده است، اهمیت تصحیح عقاید، اعم از آنچه واجب‌الاعتقاد یا فراتر و بیشتر از آن است، معلوم مى‌شود. امور واجب‌الاعتقاد امورى است که برحسب ارشادات کتاب و سنّت، همه باید به آنها به مفهوم و تعریفى که از کتاب و سنّت براى آنها شده، معتقد باشند تا اطلاق مسلم و مؤمن بر آنها صحیح باشد. و آنچه فراتر و گسترده‌تر از این امور است که عدم التفات و عدم اعتقاد به آنها مضرّ به اسلام و ایمان نیست، اعتقاد به آنها به‌عنوان یک امر دینى و مربوط به دین نیز باید با دلیل معتبر از کتاب و سنّت اخذ شده باشد؛ چنان‌که عدم اعتقاد به آنها باوجود دلیل کافى از کتاب و سنّت و التفات به آن دلیل، عدم ایمان به نبوّت است. بنابراین هرکسى باید مطابق بودن عقاید خود با کتاب و سنّت را احراز نماید… (منبع کتاب شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام، نویسنده: لطف‌ الله صافی گلپایگانی، ناشر: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، قم – ۱۳۹۴ش) برای مطالعه در کتابخانه دیجیتال بر روی عنوان مطالب کلیک نمایید:

کتابشناسی حضرت ابوطالب

حضرت ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم، پدر حضرت علی علیه السلام است که پس از پدرش عبدالمطلب مقام بزرگ سیادت قریش و رهبری بنی هاشم را بر عهده داشت و کفالت و سرپرستی پیامبر اسلام حضرت محمد را نیز قبول نمود و خدمات فراوانی را به پیامبر اسلام و مسلمانان نمود که بدون حمایت های ایشان اسلام گسترش نمی یافت و جان و مال پیامبر به خطر می افتاد. برای همین علما و دانشمندان شیعه نگاه و توجه ویژه ای به موضوع حضرت ابوطالب علیه السلام داشته‌اند؛ چنانچه با بررسی علمی و تاریخی نویسندگان بزرگ شیعه مانند شیخ کُلِینی در کتاب کافی، و شیخ مفید در کتاب ایمان ابی طالب با نقل گزارش‌هایی از خدمات بسیار ارزنده حضرت ابوطالب علیه السلام به پیامبر اسلام و مسلمانان صدر اسلام سخن گفته‌اند.(الکافی، ج۱،, ص۴۴۸، کلینی، محمد بن یعقوب، مصحح: غفاری، علی‌ اکبر، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۴۰۷ق؛ همچنین ترتیب الأمالی: ترتیب موضوعی لأمالی المشایخ الثلاثه: الصدوق، و المفید و الطوسی، ج۴، ص۲۵ نویسنده: محمودی، محمدجواد ناشر: بنیاد معارف اسلامی قم ۱۴۳۰ق) نجاشی نیز تا اواسط سده پنجم قمری، حدود ده نگاشته را در میان دانشوران شیعه دربارهٔ ابوطالب ثبت کرده‌ است. که از مهم‌ترین نویسندگان در این موضوع می توان نام برد از : احمد بن محمد بن عمار کوفی (درگذشت ۳۴۶ق)، ابن طرخان جرجرائی، سهل بن احمد دیباجی (درگذشت ۳۸۰ق)، علی بن بلال مهلبی ازدی، حسین بن عبیدالله (ابوعبدالله غضائری) (درگذشت ۴۱۱ق) و شیخ مفید (درگذشت ۴۱۳ق)؛ که متاسفانه از نوشته‌های این شش نفر، فقط کتاب ایمان ابی‌طالب شیخ مفید اکنون در دسترس است. در سالهای بعد نیز کتابهای فراوانی در مورد ایشان نوشته شده است و در ادامه به معرفی برخی از آنها در کتابخانه نورلایب خواهیم پرداخت :

کتاب ایمان أبی طالب، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق: مؤسسه البعثه، ناشر:الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، قم؛ این کتاب نوشته شیخ مفید، ابوعبدالله، محمد بن محمد بن نعمان عکبرى بغدادى (۳۳۶ – ۴۱۳ق)، به زبان عربى و در موضوع اثبات ایمان ابوطالب به حضرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ زیرا دشمنان حضرت على(ع) براى زیر سؤال بردن شخصیت آن حضرت، ایمان ابوطالب را انکار کرده‌اند در حالى که ابوطالب، اول یاور و حامى پیامبر اسلام بود؛ شخصیتى که تا آخر عمر، در حمایت و دفاع از حضرت رسول خدا(ص) از هیچ کوششى دریغ نکرد؛ کسى که رسول خدا(ص) درباره ایشان مى‌فرماید: «اى عمو جان! تو در دوران کودکى مرا تربیت و نگه‌دارى کردى و در دوران بزرگى نیز مرا پناه دادى و یارى کردى، خداوند به تو جزاى خیر دهد»، سپس رو به مردم کرده و فرمود: «اى مردم! به خدا قسم در روز قیامت براى عمویم چنان شفاعتى نمایم که جن و انس از آن شگفت‌زده شوند». شیخ مفید، این کتاب را به سبک دیگر تألیفات کلامى خود نگاشته است. وى، با استدلال به آیات قرآن و روایات پیامبر و ائمه معصومین(ص)، هم‌چنین با استدلال‌هاى عقلى و با استناد به اشعار ابوطالب در مدح و ستایش پیامبر اسلام و عمل‌کرد وى در دفاع و حمایت از پیامبر، به معرفى شخصیت و ایمان ابوطالب پرداخته است.

ظلامه أبی طالب علیه السلام «تاریخ و دراسه»، نویسنده: عاملی، جعفر مرتضی، المرکز الاسلامی للدراسات، بیروت ۱۴۳۰ق

أبو طالب «ع» کفیل الرسول ، نویسنده: عسیلی، سعید مقدمه نویس: طراد، حسن ناشر: دارالزهراء، بیروت ۱۴۰۶ق

ایمان ابی طالب(الحجه علی الذاهب إلی کفر أبی طالب)، نویسنده: موسوی، فخار بن معد محقق: بحر العلوم، محمد ناشر: سید الشهداء قم ۱۳۶۹ش البته نام اصلى کتاب «الحجه على الذاهب إلى تکفیر أبی‌طالب» است. این کتاب، اثر سید‌‎شمس‌الدین،فخار بن معدّ موسوى از علماى قرن ششم و هفتم هجرى است. همچنان که از نامش پیداست در اثبات ایمان ابوطالب، تألیف شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نام «حجه الذاهب إلى إیمان أبی‌طالب» و «الرد على الذاهب إلى کفر أبی‌طالب» را نیز برای کتاب آورده است. در نتیجه «إیمان أبی‌طالب» نام اصلى کتاب نیست و این نام را «سید‌‎محمد بحر العلوم» که کار تحقیق کتاب را به عهده داشته برای کتاب انتخاب کرده تا بنا بر آنچه در مقدمه آمده،نام کتاب کوتاه و زیبا باشد و در اولین نظر بیننده را جلب نماید. مؤلف استدلالهاى متقن و قوى در طول کتاب طورى ایمان ابوطالب را اثبات کرده که جاى هیچ شک و شبهه‌اى باقى نماند و نه تنها اجماع مسلّم علماى شیعه را بر این مطلب اثبات مى‌کند،بلکه بسیارى از اهل سنت را هم که قائل به این مطلب بوده‌اند به عنوان مؤید شیعه ذکر مى‌نماید. کتاب داراى یک مقدمه و ده فصل و یک خاتمه است:

مقدمه که شامل بیان انگیزه تألیف کتاب و مقام اجداد پیامبر و ابوطالب است.

فصل اول : در معناى ایمان و اثبات ایمان ابوطالب از راههاى مختلف.

فصل دوم : ادلۀ قائلین به کفر ابوطالب از جمله آیۀ « إنک لا تهدی من أحببت » و جواب از آنهاست.

فصل سوم : اثبات محبت پیامبر نسبت به ابوطالب که با توجه به حرمت دوستى کفار، ایمان ابوطالب را اثبات مى‌کند.

فصل چهارم : کلمات و اشعار ابوطالب که دلالت بر ایمان او مى‌کند.

فصل پنجم : جریان مفقود شدن پیامبر و على علیهما‌السلام و امر ابوطالب به فرزندش جعفر بر نماز با آنان است.

فصل ششم : وفات ابوطالب و امر پیامبر به غسل و دفن اوست.

فصل هفتم : مهربانى‌هاى ابوطالب نسبت به پیامبر صلى الله علیه وآله و اشعار دال بر اسلام اوست.

فصل هشتم : قصیدۀ معروفى از ابوطالب و چند واقعه تاریخى که ایمان ابوطالب را اثبات مى‌کند.

فصل نهم : وصیت به اطرافیان برای حمایت از پیامبر و انگیزه‌هاى سیاسى ایجاد تردید در ایمان ابوطالب است.

فصل دهم: دلیل کتمان اسلام ابوطالب از سوى خودش و تشبیه ابوطالب به اصحاب کهف و مؤمن آل فرعون که ایمانشان را مخفى می‌کردند.

خاتمه کتاب: مصنف در خاتمه تأکید مى‌کند آنچه آورده قطره‌اى از دریا بوده و درخواست اجر و ثواب از خداوند تا همۀ اعمالش را لوجه الله قرار دهد.

ابو طالب؛ بزرگ مکه نویسنده:حصینی موسوی، عبدالرحیم مترجم:عربی، حسینعلی زیرنظر: مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام. گروه پژوهش و پاسخ به شبهات تهیه کننده: مجمع جهانی اهل بیت علیه السلام، معاونت امور فرهنگی، اداره ترجمه ناشر: مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) قم به سال ۱۳۹۲ش چاپ شده است که فهرست آن به این شرح است:

عقیده أبی طالب ، نویسنده: رفاعی، سید طالب ناشر: قم، مرکز أبحاث العقائدیه موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث (من المجموعه المصادر العقائد عند الشیعه الإمامیه )

ابو طالب عقیده و کفاح ، نویسنده: زواد، ناجی احمد، ناشر: دار البصیره ، بیروت – لبنان ۱۴۲۹ق

دیوان أبی طالب بن عبد المطلب ، سراینده: ابوطالب بن عبدالمطلب گرداورنده: ابوهفان مهزمی، عبدالله بن احمد محقق: آل یاسین، محمد حسن گرداورنده: علی بن حمزه ناشر: دار و مکتبه الهلال بیروت – لبنان، ۲۰۰۳م

مواقف أبی طالب عقائدیه أم عاطفیه ، نویسنده: بهادلی، علی مصحح: آل نور، نعمه، ناشر: موسسه ام القری للتحقیق و النشر؛ بیروت ۱۴۳۲ق

أبو طالب علیه السلام ثالث من أسلم ، نویسنده: حسنی، نبیل، ناشر: العتبه الحسینیه المقدسه، قسم الشؤون الفکریه و الثقافیه ، کربلای معلی – عراق ۱۴۲۹ق

نخب المناقب لآل أبی طالب علیهم السلام ، نویسنده: حسین‌بن جبر، أبی عبدالله، محقق: رجایی، مهدی، ناشر: کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره). گنجینه جهانی مخطوطات اسلامی، قم ۱۳۹۱ش

سید البطحاء أبو طالب کافل رسول الله صلی الله علیه و آله و ناصره ، نویسنده: حصینی موسوی، عبدالرحیم زیرنظر:مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام. گروه پژوهش و پاسخ به شبهات، ناشر: مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام. مرکز چاپ و نشر، قم ۱۴۲۶ق که فهرست مطالب آن شامل موارد زیر است :

ابوطالب مومن قریش، نویسنده: خنیزی، عبد الله بن علی مترجم: محفوظی موسوی، حسین، نشر حبیب، قم۱۳۸۸ش که فهرست مطالب کتاب شامل موارد زیر می باشد :

ابوطالب علیه السلام ثالث من اسلم، نویسنده: حسنی، نبیل، ناشر: قسم الشؤون الفکریه و الثقافیه العتبه الحسینیه المقدسه. کربلای معلی – عراق ۱۴۳۴ق که فهرست کتاب به شرح زیر است :

أبوطالب علیه السلام و قصیدته اللامیه، نویسنده: صباحی کاشانی، محمد مهدی، ناشر: أمجاد للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت – لبنان۱۴۳۲ق

مهاجران آل ابوطالب، نویسنده: ابن طباطبا علوی اصفهانی، ابراهیم بن ناصر مترجم: عطایی، محمد رضا زیر نظر:مرعشی، شهاب‌الدین ناشر: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامى، مشهد مقدس – ایران۱۳۷۲ش

مهاجران آل ابوطالب، ترجمه فارسى کتاب «المنتقله الطالبیه» نوشته ابواسماعیل ابراهیم بن ناصر بن طباطبا و با ترجمه آقای محمد رضا عطایی است که به موضوع انساب آل‌ابوطالب که به شهرهاى دیگر مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شده و وفات نموده‌اند و نیز معرفى شهرهاى مذکور مى‌پردازد. انگیزه مؤلف از نگارش این اثر، معرفى آن دسته از آل‌ابوطالب که در شهرهاى مختلف و در کرانه‌هاى زمین پراکنده شده‌اند، مى‌باشد. وى این کتاب را با این هدف تنظیم نموده که هر کس وانمود کند که طالبى است، با پرسش از نام وى و نام شهرى که در آن مى‌زیسته، بتوان به درستى یا نادرستى ادعایش در منسوب بودنش به آل ابوطالب پى برد. درباره زمان آغاز نگارش کتاب اطلاعى در دست نیست؛ اما به نظر مى‌رسد، مؤلف نگارش کتاب را در سال ۴۷۱ق. به پایان برده باشد.

فرزندان أبو طالب (ترجمه)، نویسنده: ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین مترجم: فاضل، جواد ناشر: علی اکبر علمی، تهران ۱۳۳۹ش

همچنین میتوانید مقاله کتابشناسی حضرت ابوطالب (علیه السلام) در پایگاه مجلات نورمگز را نیز مشاهده نمایید.

وفات حضرت ابوطالب

قال: أخبرنا محمد بن عمر الأسلمی قال: توفی أبو طالب للنصف من شوال فی السنه العاشره من حین نبئ رسول الله و هو یومئذ ابن بضع و ثمانین سنه. و توفیت خدیجه بعده بشهر و خمسه أیام. و هی یومئذ بنت خمس و ستین سنه. فاجتمعت على رسول الله مصیبتان: موت خدیجه بنت خویلد. و موت أبی طالب عمه…( الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۰۰ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

قال ابن إسحاق: ثم إن خدیجه بنت خویلد و أبا طالب هلکا فی عام واحد، فتتابعت على رسول اللََّه صلى اللََّه علیه و سلم المصائب بهلک خدیجه، و کانت له‏ وزیر صدق على الإسلام، یشکو إلیها، و بهلک عمّه أبى طالب، و کان له عضدا و حرزا فی أمره، و منعه و ناصرا على قومه، و ذلک قبل مهاجره إلى المدینه بثلاث‏ سنین…( السیره النبویه، ج ۱، ص ۴۱۶ )

وفات حضرت ابو طالب، ۳ سال قبل از هجرت

عام الحزن: و فی السنه العاشره من البعثه کانت وفاه الرجل العظیم، أبی طالب علیه الصلاه و السلام، ففقد النبی  بفقده نصیرا قویا، و عزیزا وفیا، کان هو الحامی له، و الدافع عنه، و عن دینه، و رسالته، کما أشرنا إلیه. ثم توفیت بعده بمده و جیزه – قیل: بثلاثه أیام، و قیل بعده بحوالی شهر خدیجه أم المؤمنین صلوات اللّه و سلامه علیها، أفضل أزواج النبی…( الصحیح من سیره النبی الأعظم ، ج ۳، ص ۳۵۸  )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال پیش از هجرت

و کان عقیل أسنّ من جعفر بعشر سنین، و أعقبوا إلاّ طالبا، و توفّی قبل أن یهاجر النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بثلاث سنین، و لم یزل رسول… ( إعلام الوری بأعلام الهدی ، ج ۱، ص ۲۸۲ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

ثم قام أبو طالب یذب عن رسول اللّه  من سنه ثمان من مولده الى السنه العاشره من النبوه و ذلک اثنان و أربعون سنه… ( تذکره الخواص، ج ۱، ص ۱۸ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

و قال المرزبانی: مات أبو طالب فی السنه العاشره من المبعث، و کان له یوم مات بضع و ثمانون سنه. و ذکر ابن سعد، عن الواقدی – أنه مات فی نصف شوال منها. و قد وقعت لنا روایه… ( الإصابه ، ج ۷، ص ۲۰۳ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ بَعْدَ نُبُوَّتِهِ بِتِسْعِ سِنِینَ وَ ثَمَانِیَهِ أَشْهُرٍ وَ ذَلِکَ بَعْدَ خُرُوجِهِ مِنَ اَلشِّعْبِ بِشَهْرَیْنِ. تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ بَعْدَ نُبُوَّتِهِ بِتِسْعِ سِنِینَ وَ ثَمَانِیَهِ أَشْهُرٍ وَ ذَلِکَ بَعْدَ خُرُوجِهِ مِنَ اَلشِّعْبِ بِشَهْرَیْنِ. وَ زَعَمَ اَلْوَاقِدِیُّ أَنَّهُمْ خَرَجُوا مِنَ اَلشِّعْبِ قَبْلَ اَلْهِجْرَهِ بِثَلاَثِ سِنِینَ … ( المناقب، ج ۱، ص ۱۷۳ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

المناقب لابن شهرآشوب تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ بَعْدَ نُبُوَّتِهِ بِتِسْعِ سِنِینَ وَ ثَمَانِیَهِ أَشْهُرٍ وَ ذَلِکَ بَعْدَ خُرُوجِهِ مِنَ اَلشِّعْبِ بِشَهْرَیْنِ وَ زَعَمَ اَلْوَاقِدِیُّ أَنَّهُمْ خَرَجُوا مِنَ اَلشِّعْبِ قَبْلَ اَلْهِجْرَهِ بِثَلاَثِ سِنِینَ وَ فِی هَذِهِ اَلسَّنَهِ تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ وَ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ بَعْدَهُ بِسِتَّهِ أَشْهُرٍ وَ لَهُ سِتٌّ وَ أَرْبَعُ…( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۱۴ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

قَالَ وَ فِی سَنَهِ عَشْرٍ مِنْ نُبُوَّتِهِتُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ عَارَضَ رَسُولُ اَللَّهِجِنَازَهَ أَبِی طَالِبٍ فَقَالَ وَصَلَتْکَ رَحِمٌ وَ جَزَاکَ اَللَّهُ خَیْراً یَا عَمِّ. وَ فِی هَذِهِ اَلسَّنَهِ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ بَعْدَ أَبِی طَالِبٍ بِأَیَّامٍ … ( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۲۰ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

المصباحین فی السادس و العشرین من شهر رجب کانت وفاه أبی طالب رحمه الله فی السادس و العشرین من شهر رجب کانت وفاه أبی طالب رحمه الله علیه على قول ابن عیاش. قصص الأنبیاء علیهم السلام إِنَّ أَبَا طَالِبٍ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ تُوُفِّیَ فِی آخِرِ اَلسَّنَهِ اَلْعَاشِرَهِ مِنْ مَبْعَثِ رَسُولِ اَللَّهِثُمَّ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ …( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۲۴ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

امّا ابو طالب، پس وفاتش در بیست و ششم رجب آخر سال دهم بعثت اتّفاق افتاد…( منتهی الآمال، ج ۱، ص ۱۳۶)

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

البکائی عن ابن إسحق: إن خدیجه و أبا طالب هلکا فی عام واحد، و کان هلاکهما بعد عشر سنین مضین من مبعث رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم قبل مهاجره صلّى اللّه علیه و سلّم إلى المدینه بثلاث سنین. و ذکر ابن قتیبه أن خدیجه توفیت بعد أبی طالب بثلاثه أیام. و ذکر البیهقی نحوه… ( عیون الأثر ، ج ۱، ص ۱۵۱ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

و قالت عائشه: ماتت قبل أن تفرض الصلاه، یعنی قبل أن یعرج بالنبیّ صلّى اللّٰه علیه و سلّم، و یقال: کان موتها فی رمضان. و قال الواقدیّ: توفیت لعشر خلون من رمضان، و هی بنت خمس و ستین سنه…(الإصابه ، ج ۸، ص ۱۰۳ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

و کانت له وزیر صدق على الإسلام، یشکو إلیها، و بهلک عمّه أبى طالب، و کان له عضدا و حرزا فى أمره، و منعه و ناصرا على قومه، و ذلک قبل مهاجره … ( الروض الأنف ، ج ۴، ص ۱۴ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

و ذکر أبو عبد اللّه بن منده فی کتاب المعرفه: أنّ وفاه خدیجه کانت بعد موت أبی طالب بثلاثه أیام. و زعم الواقدیّ أنّهم خرجوا من الشعب قبل الهجره بثلاث سنین…( إعلام الوری بأعلام الهدی ، ج ۱، ص ۱۳۲ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ وَ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ بَعْدَهُ بِسِتَّهِ أَشْهُرٍ وَ لَهُ سِتٌّ وَ أَرْبَعُونَ سَنَهً وَ ثَمَانِیَهُ أَشْهُرٍ…(المناقب، ج ۱، ص ۱۷۴ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

اَلْهِجْرَهِ بِثَلاَثِ سِنِینَ وَ فِی هَذِهِ اَلسَّنَهِ تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ وَ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ بَعْدَهُ بِسِتَّهِ أَشْهُرٍ وَ لَهُ سِتٌّ وَ أَرْبَعُونَ سَنَهً وَ ثَمَانِیَهُ أَشْهُرٍ وَ أَرْبَعَهٌ وَ عِشْرُونَ یَوْماً …( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۱۴ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

قصص الأنبیاء علیهم السلام: إِنَّ أَبَا طَالِبٍ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ تُوُفِّیَ فِی آخِرِ اَلسَّنَهِ اَلْعَاشِرَهِ مِنْ مَبْعَثِ رَسُولِ اَللَّهِثُمَّ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهَا بَعْدَ أَبِی طَالِبٍ بِثَلاَثَهِ أَیَّامٍ فَسَمَّى رَسُولُ اَللَّهِ ذَلِکَ اَلْعَامَ عَامَ اَلْحُزْنِ…( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۲۵ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

و ابو طالب پیش از هجرت حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلم به سه سال به رحمت الهى واصل شد و به قولى بعد از سه روز از وفات او وفات خدیجه واقع شد و …( منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۲۷۱)

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

سنین. و ذکر ابن قتیبه أن خدیجه توفیت بعد أبی طالب بثلاثه أیام. و ذکر البیهقی…(عیون الأثر ، ج ۱، ص ۱۵۱ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

ابوطالب بعد البعثه بست سنین و ثمانیه أشهر و أربعه و عشرین یوما و توفیت خدیجه بعده بثلاثه أیام فسمى رسول اللهذلک العام عام الحزن…( أعیان الشیعه، ج ۱، ص ۲۳۵ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

فاطمه علیها السّلام، و قد کانت خدیجه علیها السّلام ماتت قبل الهجره بسنه و مات أبو طالب رضى اللّه عنه بعد موت خدیجه علیها السّلام بسنه…( الموسوعه الکبری، ج ۲، ص ۲۰۱ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

فاطمه علیها السّلام. و قد کانت خدیجه ماتت قبل الهجره بسنه، و مات أبو طالب بعد موت خدیجه بسنه. فلما فقدهما رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله سئم المقام بمکه، و دخله حزن شدید و أشفق…( الموسوعه الکبری، ج ۴، ص ۲۰ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام، ۳ سال قبل از هجرت

الإسلام إلا فاطمه علیها السّلام. و قد کانت خدیجه ماتت قبل الهجره بسنه، و مات أبو طالب بعد موت خدیجه بسنه. فلما فقدهما رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله، سئم المقام بمکه و دخله حزن شدید…( الموسوعه الکبری، ج ۲۱، ص ۳۸۸ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام ۳ سال پیش از هجرت

ثم ان أبا طالب و خدیجه هلکا فی عام واحد – و ذلک فیما حدثنا ابن حمید، قال: حدثنا سلمه، عن ابن إسحاق – قبل هجرته الى المدینه بثلاث سنین، فعظمت المصیبه على رسول اللهبهلاکهما، و ذلک ان قریشا وصلوا من أذاه بعد موت ابى طالب الى ما لم یکونوا یصلون الیه فی حیاته منه، حتى نثر بعضهم على راسه التراب.( تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۳۴۳ )

وفات حضرت ابو طالب، ۳ سال قبل از هجرت

و أخبرنا أبو عبد اللّه الحافظ، قال: حدّثنا أبو العباس محمد بن یعقوب قال: حدّثنا أحمد بن عبد الجبار، قال: حدّثنا یونس بن بکیر عن ابن إسحاق، قال: «ثم أن خدیجه بنت خویلد و أبا طالب ماتا فی عام واحد فتتابعت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم المصائب بهلاک خدیجه و أبی طالب، و کانت خدیجه وزیره صدق على الإسلام، کان یسکن إلیها قلت و بلغنی أن موت خدیجه کان بعد موت أبی طالب… ( دلائل النبوه ، ج ۲، ص ۳۵۲ )

وفات حضرت ابو طالب، ۳ سال قبل از هجرت

وَ زَعَمَ اَلْوَاقِدِیُّ أَنَّهُمْ خَرَجُوا مِنَ اَلشِّعْبِ قَبْلَ اَلْهِجْرَهِ بِثَلاَثِ سِنِینَ وَ فِی هَذِهِ اَلسَّنَهِ تُوُفِّیَتْ خَدِیجَهُ وَ أَبُو طَالِبٍ وَ بَیْنَهُمَا خَمْسٌ وَ ثَلاَثُونَ لَیْلَهً… (بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۵ )

وفات حضرت ابوطالب ۳ سال قبل از هجرت، ۲ ماه پس از پایان محاصره شعب ابی طالب

المناقب لابن شهرآشوب تُوُفِّیَ أَبُو طَالِبٍ بَعْدَ نُبُوَّتِهِ بِتِسْعِ سِنِینَ وَ ثَمَانِیَهِ أَشْهُرٍ وَ ذَلِکَ بَعْدَ خُرُوجِهِ مِنَ اَلشِّعْبِ بِشَهْرَیْنِ..( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۱۴ )

وفات حضرت ابو طالب، در ۲۶ رجب سال ۳ پیش از هجرت

المصباحین فی السادس و العشرین من شهر رجب کانت وفاه أبی طالب رحمه الله(بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۲۴ )

وفات حضرت ابو طالب ۱۰ سال پس از بعثت مطابق با سال ۳ قبل از هجرت

قصص الأنبیاء علیهم السلام: إِنَّ أَبَا طَالِبٍ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ تُوُفِّیَ فِی آخِرِ اَلسَّنَهِ اَلْعَاشِرَهِ مِنْ مَبْعَثِ رَسُولِ اَللَّهِ…( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۲۵ )

وفات حضرت ابو طالب، به نقلی در سال ۱۳ بعثت، اندکی پیش از هجرت

وَ قَدْ کَانَتْ خَدِیجَهُ مَاتَتْ قَبْلَ اَلْهِجْرَهِ بِسَنَهٍ وَ مَاتَ أَبُو طَالِبٍ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ بَعْدَ مَوْتِ خَدِیجَهَ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهَا بِسَنَهٍ…( بحار الأنوار ، ج ۱۹، ص ۱۱۷ )

وفات حضرت ابو طالب، به نقلی در سال ۱۳ بعثت، اندکی پیش از هجرت

روى العیاشی فی تفسیره عن سعید بن المسیّب عن علی بن الحسین علیهما السّلام قال: کانت خدیجه قد ماتت قبل الهجره بسنه، و مات أبو طالب بعد موت خدیجه بسنه…( موسوعه التاریخ الإسلامی، ج ۱، ص ۶۳۴ )

وفات حضرت ابو طالب در سال ۳ قبل هجرت به فاصله کوتاهی از رحلت حضرت خدیجه

و الطبرسی فی «اعلام الورى» نقل صدر مقال ابن اسحاق، ثمّ نقل عن کتاب «المعرفه» لابن منده قول الواقدی کذلک: أنهم خرجوا من الشعب قبل الهجره بثلاث سنین، و فی هذه السنه توفیت خدیجه و أبو طالب و بینهما خمس و ثلاثون لیله. و ابن شهرآشوب نقل قول الواقدی کذلک: أنهم خرجوا من الشعب قبل الهجره بثلاث سنین، و فی هذه السنه توفی أبو طالب. الا أنّه قال: و توفیت خدیجه بعده بسته أشهر….(موسوعه التاریخ الإسلامی، ج ۱، ص ۶۳۷)

وفات حضرت ابو طالب به فاصله کوتاهی از رحلت حضرت خدیجه

و قال البلاذری: قالوا: مات أبو طالب فی السنه العاشره من المبعث و هو ابن بضع و ثمانین سنه، و دفن بمکّه فی الحجون. ثمّ روى بسنده عن أبی صالح مولى ابن عباس قال: لما مرض أبو طالب قیل له: لو أرسلت الى ابن أخیک فأتاک بعنقود من جنته لعلّه یشفیک؟! فأتاه الرسول بذلک و أبو بکر عنده، فقال له أبو بکر: إِنَّ اَللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَى اَلْکٰافِرِینَ [فلمّا رجع الرسول الى ابی طالب بجواب أبی ..( موسوعه التاریخ الإسلامی، ج ۱، ص ۶۳۹ )

وفات حضرت ابوطالب ۱۰ سال پس از بعثت سال ۳ قبل از هجرت

و توفی قبل أن یهاجر النبی بثلاث سنین و لم یزل رسول اللهممنوعا من الأذى بمکه موقى له حتى توفی أبو طالب…( بحار الأنوار ، ج ۲۲، ص ۲۶۱ )

وفات حضرت ابوطالب ۳ سال پس از بعثت مطابق با سال ۹ قبل از هجرت

فوت ابو طالب که اسمش عبد مناف است سه روزبعد از فوت خدیجه – مروج الذّهب؛ و حضرت بعد از فوت خدیجه و أبو طالب سه ماه در مکّه ماند، و اصحاب را امر فرمود به هجرت بسوى حبشه – قب؛ و عمر أبو طالب چهل و نه سال و هشت ماه بود… (وقایع السنین و الاعوام، ج ۱، ص ۵۱ )

وفات حضرت ابوطالب، ۹ سال و هشت ماه پس از بعثت مطابق با سال ۴ قبل هجرت

أبو طالب فوت شد بعد از نبوّت حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به نه سال و هشت ماه و دو ماه از بیرون آمدن از شعب گذشته بود، و واقدی گوید: بیرون آمدند از شعب پیش از هجره بسه سال، و در این سال أبو طالب فوت شد، و خدیجه فوت شد بعد از ابو طالب به شش ماه، و عمر أبو طالب چهل و شش سال و هشت ماه و بیست و چهار روز بود و چهل و هفت سال و شش ماه و چند روز گفته‌اند…( وقایع السنین و الاعوام، ج ۱، ص ۵۳ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام در شوال یا ذی القعده ۳ سال پیش از هجرت

توفّی أبو طالب و خدیجه قبل الهجره بثلاث سنین و بعد خروجهم من الشّعب، فتوفّی أبو طالب فی شوّال أو فی ذی القعده و عمره بضع و ثمانون سنه، و کانت خدیجه ماتت قبله بخمسه و ثلاثین یوما، و قیل: کان بینهما خمسه و خمسون یوما، و قیل: ثلاثه أیّام… ( الکامل فی التاریخ‏، ج ۲، ص ۹۰ )

وفات حضرت ابو طالب عمو و حامی بزرگ پیامبردر نشر اسلام در شوال یا ذی القعده ۳ سال پیش از هجرت

توفی فی شوال، سنه عشر من النبوه… ( تاریخ أبی الفداء ، ج ۱، ص ۱۷۹ )